نگارش مُرور اجرا

اشاره:

تئاتر آینه‌‌ی جامعه است و نوشتن درباره‌ی تئاتر آینه‌ی آن. آینه‌ای که به نسبت نزدیکی یا دوری از اجراها، ابعاد متفاوتی از آن را بازتاب می‌دهد. رسانه‌های متفاوتی درباره‌ی تئاتر می‌نویسند: نقدها، مُرورها، جُستارها و تحلیل‌هایی که هرکدام باشیوه‌ای منحصربه‌فرد، وُجوهی نامکشوف از تئاتر را برای مخاطبان، آشکار می‌کنند. مرز میان شیوه‌های گوناگون نوشتن، گاه ظریف‌ و پنهان، و گاه روشن و آشکار است. برخی از شیوه‌ها به زیرمتن‌ها نظر دارد و برخی دیگر به خود متن نمایش خیره‌اند. رسانه‌ها نیز به‌فراخور از استراتژی‌های یکسان، و تاکتیک‌های گسترده استفاده می‌کنند؛ و نیز، بسته به مخاطب، زبان متفاوتی را برمی‌گزینند. هرکدام از این شیوه‌ها اما، با هر رویکردی، تنها یک هدف دارند: نوشتن از تئاتر. نوشتن از این‌که «تمام دنیا صحنه‌ی نمایش است، و تمامی مردان و زنان تنها بازیگران آن‌اند»*.

مجموعه متن‌های پیش رو، سعی بر این دارد که چیستی «مُرور» و تفاوت و تمایز آن را با سایر انواع دیگر نوشتارهای درباره‌ی تئاتر مانند نقد و جستار و ... بررسی و شناسایی کند. ـ انتگره

* ویلیام شکسپیر

 


نگارش مقدمه

مقدمه باید شامل موارد ذیل باشد:

  • عنوان نمایشنامه، نام نویسنده، و هر اطلاعاتی مربوط به تاریخچه‌ی آن‌ها (مثلاً آثار مشابه از همان دوره، آثاری از همین نویسنده)

  • نام کارگردان، مکان و تاریخ اجرا و نام کمپانی تئاتر (آیا کارهای دیگری از همین کمپانی را می‌شناسید؟ یا از این کارگردان؟)

  • بحث اصلیِ مُرور، که قاعدتاً بیش از یک اظهار نظر مختصر است، باید شامل موارد زیر باشد:
    • اظهار نظر کلی درباره‌ی موفقیت یا شکست اجرا، که باید مبتنی باشد بر آنچه دیده‌اید و برداشت اولیه‌ی شما از اینکه نمایشنامه چگونه باید اجرا می‌شد.
      • (توجه کنید که اگر اجرا دقیقاً با درک شما از نمایشنامه منطبق نبود، نباید خود را موظف به محکوم کردن آن بدانید. سعی کنید با یک ذهن باز با اجرا مواجه شوید و جنبه‌های مثبت و منفی آن را سبک‌سنگین کنید.)

    • مثال: اجرای پاپ [جوزف پاپ ۱۹۱۹ - ۱۹۹۱] از لیر [اثر ادوارد باند ۱۹۳۴- ] تمام ترس و وحشتِ دنیایی را که در آن نمی‌شود روی عشق حساب کرد؛ و زندگی‌ای که زشت و زننده، بی‌رحم و به طرز ترسناکی کوتاه است را به تصویر کشیده است.
      • (توجه کنید که این اظهار نظر بیان می‌کند که پاپ عصاره‌ی خودِ متن را به خوبی استخراج کرده و نمایش داده است – انتظاری که از این اظهار نظر می‌رود آن است که نویسنده روش‌هایی را که کارگردان با آنها موفق به این تأثیرگذاری شده، تحلیل کند.)

    • مثال: نمایش «نمی‌توانی آن را با خود ببری» اجرای اسمیت، باعث شد با این فهم از آزادی احساس همدلی کنم که آزادی باید اجازه‌ی غیرمتعارف بودن را بدهد و حتا آن را تائید کند. بدون همدلی با این فهم از آزادی، نمایش به هرج‌ومرج خالصی تقلیل می‌یافت و احتمالاً در تصویر کردنِ آزادیِ ایدئالِ امریکایی شکست می‌خورد.
      • (این اظهار نظر بیان می‌کند که قصد کارگردان ایجاد این «همدلی» بوده است. همچنین توجه داشته باشید که نویسنده‌ی این مرور آشکارا اشاره می‌کند که چه انتظاری از اجرا داشته است.)

    • از آنجاکه از شما توقع نمی‌رود درباره‌ی همه‌ی جنبه‌های اجرا بحث کنید در اظهار نظر خود بر یک یا دو مسئله‌ی اصلی تمرکز کنید که اجرا به آن پرداخته یا مسائلی که به آن نپرداخته است. متن خود را با دقت بخوانید تا ببینید در مرور شما باید بر کدام جنبه‌های اجرا تاکید شود.
      • مثال: در همان نمایش، بازیِ اعضای خانواده روی صحنه‌ای که باز و کاملاً در معرض دید تماشاچیان است، آزادی‌ای بی‌ضرر و نیرومند و همچنین استقلالی افتخارآمیز را در مواجهه با پذیرش رفتارهای عُرف به نمایش می‌گذارد.

 

نویسنده: انیسا رئوفی

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها