گزارش نخستین جشنواره مونولوگ دانشجویی افرا نویسنده: طهماسب مهدوی

afra
رای منتقد: 0

نخستین دوره جشنواره مونولوگ دانشجویی افرا، از تاریخ 8 لغایت 11 آبان در عمارت نوفل لوشاتو برگزار شد. برگزارکننده این جشنواره، آکادمی هنرهای اجرایی افرا بود و داود نامور دبیر برگزاری این دوره انتخاب شده بود. چهارده مونودرام در این جشنواره شرکت کردند و برنامه برگزاری شامل 4 سانس در ساعت‌های 13 و 14 و 15 و 16 در هر روز بود. هیئت داوران این جشنواره هم از مهران امام‌بخش، مهرداد کوروش‌نیا و محمد نادری تشکیل شده بود.

در نخستین سانس دومین روز برگزاری جشنواره، نمایش «در آغوشم، آب، خاک، خون» به کارگردانی روزبه اخوان روی صحنه رفت. اجرا قصه یک پناهجوی سوری را روایت می‌کند. شخصیت حاضر روی صحنه یک بازیگر تئاتر در سوریه بوده است و سرگذشت زندگی خود را از پیش از تشکیل گروه داعش تا سر درآوردن از کمپ پناهجویان در اروپا بازگو می‌کند. در اجرا طراحی صحنه، نورپردازی و میزانسن‌های پویای بازیگر با بهره‌گیری از کلیه ظرفیت‌های صحنه، به فضاسازی بصری پرکششی منجر می‌شوند اما نمایشنامه با تکرار الگوی کلیشه‌ایِ مونولوگ‌ها -خاطره تعریف کردن روی صحنه- پتانسیل‌های این فضاسازی بصری را اتلاف می‌کند و حرکات بازیگر و قاب‌های ساخته شده، صرفا اطلاعاتی که بازگو می‌شود را تکرار می‌کنند. این هم‌پوشانی اطلاعات، باعث شده از هم‌نشینی عناصر سمعی و بصری سنتزی حاصل نشود و عناصر بصری در حد آرایه باقی بمانند. قصه هم با جملاتی شعارزده سعی در محکومیت جنگ از طریق برانگیختن احساسات مخاطبین می‌کند و روایتی سانتیمانتال از این وضعیت ارائه می‌دهد.

در سانس دوم، نمایش محیطی «لعیا» به کارگردانی داوود زاهدی در حیاط عمارت اجرا شد. خانمی با یک چمدان میان حیاط آمد و شروع به تعریف قصه -با همان الگوی تکراری مونولوگ‌ها- برای حضار کرد. شخصیت که قربانی یک تجاوز جنسی بود، در تمام طول اجرا ایستاده بود و خطاب به تماشاگران قصه این اتفاق را تعریف می‌کرد. اجرای بازیگر با بیانی تصنعی و مونوتون تمام تلاش متن در راستای برانگیختن احساسات مخاطبین را تلف می‌کرد و به قطع ارتباط مخاطب با اجرا منجر می‌شد. متن که صرفا شامل عجز و لابه و ذکر مصیبت از سوی شخصیت بود، برخوردی کلیشه‌ای و سانتیمانتال با سوژه داشت و بیشتر به ستون ماجراهای عبرت‌آموز صفحه حوادث روزنامه می‌مانست. در پایان هم نتیجه‌گیری اخلاقی‌اش را خطاب به یک به یک تماشاگران بیان می‌کرد و به نصیحت افراد می‌پرداخت. اجرا وارد کوچکترین تعاملی هم با محیط نمی‌شد و ضرورت محیطی اجرا شدنش هم نامشخص است.

سومین سانس به نمایش «ابر شلوارپوش» به کارگردانی علیرضا اخوان اختصاص داشت. نمایش برداشت آزادی از نمایشنامه مرغ دریایی چخوف است. شخصیت روی صحنه بازیگری‌ست که از کار بی‌کار شده و خانه‌نشین شده است. او در خانه با معشوقه خیالینش زندگی می‌کند و برای او تئاتر اجرا می‌کند. صحنه شامل پرده‌ای که تماشاگران حاضر در یک سالن تئاتر را نشان می‌دهد در انتها و دو صندلی در وسط است که یکی متعلق به بازیگر و دیگری متعلق به ماکت استخوان‌های یک انسان که تجسم همان معشوقه است. تسلط بازیگر بر بیانش به تیپ‌سازی پرکششی در لحظات نمایش در نمایش و تفکیک اشخاص از هم منجر شده است که ارتباط قدرتمندی با مخاطب برقرار می‌کند. پیرنگ نیز با در هم تنیدن فضاهای متفاوت نمایش در نمایش‌هایی که بازیگر اجرا می‌کند با لحظاتی که از نقش‌هایش بیرون می‌آید، مخاطب را وارد معادله کشف موقعیت می‌کند که تا پایان مخاطب را درگیر اثر نگه می‌دارد. طراحی عناصر بصری اجرا هم وجه بیانی قدرتمندی دارند که در طبقه‌بندی اطلاعات خرده داستان‌ها موثر عمل می‌کنند.

آخرین سانس این روز هم به نمایش «عمو زنجیرباف» اختصاص داشت. بازیگر در تمام طول اجرا در مرکز صحنه زیر نور موضعی بی‌حرکت ایستاده است و از تجربه مصرف مواد مخدر خود صحبت می‌کند. نمایشنامه تکرار الگوی خاطره‌گویی‌ست و فضای بصری چنان خالی از اطلاعات است که در صورت تماشای اثر با چشم بسته هم خللی به آن وارد نمی‌شود. قصه هم تکرار کلیشه‌های رایج در قصه‌های عبرت‌آموز با موضوع آسیب‌های ناشی از مصرف مواد مخدر است که محصول آن اجرایی کسالت‌آور است.
با نمایش عمو «زنجیرباف» دومین روز جشنواره پایان می‌ِیابد. در خصوص کیفیت برگزاری جشنواره، باید به حداقل تاخیر در آغاز هر اجرا و نظم ستودنی عوامل برگزاری جشنواره در مدیریت تماشاگران اشاره کرد. جدول برنامه اما بدون در نظر گرفتن زمان مناسب برای اجراها باعث شده بود در هیچ یک از دو سانس اول روز(ساعت 13 و 14) تعداد تماشاگران به 30 نفر هم نرسد، سانس سوم نیمی از سالن پر شد و تنها آخرین سانس بود که ظرفیت سالن تا نزدیکی پر شدن رفت. در سوی دیگر، تفاوت کیفی بسیاری میان آثار پذیرفته شده به چشم می‌خورد و به نظر می‌رسد که سیاست‌گذاری جشنواره در تعریف «جشنواره دانشجویی» با پذیرش آثاری با مضامین شعارزده و فرم‌های آکنده از کلیشه، در فقدان جسارت و خلاقیت، شکست خورده است.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها