مروری بر اثر «است»، به کارگردانی پرنیا شمس

یک بازنمایی اضطراب‌آور نویسنده: بهاران اقبال‌زاده

photo 2019 04 27 15 45 10
رای منتقد: 4

ما در حال تماشای صحنه‌ی درس پرسیدن معلم ادبیات و معنی کردن شعر حافظ در کلاس دوم گرایش انسانی دبیرستان دخترانه شایستگان در شهر تهران هستیم. بچه‌های کلاس یک به یک از جای خود پا می‌شوند و در حضور معلم ادبیات نامرئی درس پس می‌دهند. اضطرابی که در فضای کلاس درس موج می‌زند، دختران را نیمه‌فلج کرده است و آنها به ترتیبی که معلم ازشان می‌خواهد با تته پته و با نفس‌های منقطع شروع به معنا کردن غزلی می‌کنند که در واقع هیچکدامشان درک درستی از آن ندارند. این حضور سنگین جبارانه، حتی در غیاب معلمین و اولیاء نامرئی مدرسه نیز با وجود دوربین‌های مداربسته‌ای که ظاهرا دائما کنترل می‌شوند به وضوح احساس می‌شود. یکی از دختران به تازگی از رشت به این مدرسه آمده و هنوز در جمع کلاس پذیرفته و موجه نیست. ماهور کم کم با نگار، همکلاسی‌اش روابط صمیمانه‌ای پیدا می‌کند. صمیمیت نگار و ماهور، از چشم اولیاء مدرسه و همکلاسیانشان دور نمی‌ماند و دائما بابت ارتباطشان مورد بازخواست قرار می‌گیرند.

آنچه دیدن اثر «است» به کارگردانی پرنیا شمس را وحشت‌آور می‌کند، نه نگاه خیره‌ی دوربین‌هایی است که از وجود یا عدم وجودشان اطمینانی نداریم و نه سنگینی دیکتاتوری محض و بیمارگونگی فضای آموزشی؛ آنچه بیننده را به هول می‌اندازد واقع‌گرایی افراطی اجرا است. بازی‌های بازیگران، دیالوگ‌های مینیمال و پینگ‌پونگی، امتناع اثر از داستانگویی و قرار دادن اوج و فرودها و پیچش‌های آشکار و غیر ضروری در روند روایت، عدم تعجیل در پیش بردن نمایش، شخصیت‌پردازی‌های دقیق و فضاسازی هایپررئالیستی* اجرا، به آن کیفیتی می‌بخشد که می‌تواند مخاطب را در تمام طول اجرا در جای خود میخکوب کند. کنترلگری مدیریت که در ابتدا تنها در ترس دختران از معلم بازتاب یافته، با ادامه‌ی نمایش شکلی هیستریایی پیدا می‌کند؛ در بازخواست دائمی بچه‌ها، تفتیش و کنترل دائم وسایل، و حتی جایی به طور ضمنی اشاره می‌شود که معاینه‌ی بدنی هم برای یکی از دانش‌آموزان صورت گرفته است.آنچه این خشونت را دیوانه‌وار می‌کند، چرخه‌ی انتقال آن از مسئولان آموزش به دانش‌اموزان نسبت به یکدیگر است؛ به طوریکه می‌بینیم ماهور، در برابر تمام نیروهای سرکوبگر عصیان می‌کند و حتی دست به اعمالی شریرانه می‌زند. مثلا در واکنش به طرد شدن توسط همکلاسی‌هایش با خالی کردن محتویات سطل آشغال در کیف‌هایشان از آنها انتقام می‌گیرد و در جایی دیگر، مخفیانه با استفاده از تلفن همراه همکلاسی‌هایش خود را جای یکی از مادران جا می‌زند و از ناظم خواهش می‌کند کیفشان را تفتیش کند.

«است» اثر نمایشی تاثیرگذار و تکان‌دهنده‌ای است؛ نه به خاطر ظرافت‌های ستایش‌برانگیز و تسلط اجراگران و شناخت دقیق کارگردان و نویسنده از فضایی که آن را به تصویر می‌کشد؛ بلکه به این علت که بی‌رحمانه  و بدون دستبرد زدن به واقعیت خام، آن را در برابر چشمان مخاطبانش به نمایش می‌گذارد.

 

*اصطلاح هایپررئالیسم یا واقع‌گرایی افراطی برای اولین بار در زمینه نقاشی و بعدتر سایر هنرهای تجسمی استفاده شد و به سبکی گفته می‌شود که به بازنمایی مو به موی عکس و اصلاح کردن و بهبود آن می‌پردازد و تمییز اثر از واقعیت/عکس را غیرممکن یا بی‌اندازه دشوار می‌کند.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها