مرور اجراى «خانه‌ی برناردا آلبا» کارگردان: علی رفیعی

لطفاً، بهترين لباسِ خود را بپوشيد نویسنده: مهین بهزادی مهرداد

42281 img e282f64a68f6 1.2d42c6.2d42c6
رای منتقد: 0

تئاتر «خانه‌ی برناردا آلبا» به کارگردانی دکتر علی رفیعی و دراماتورژی محمد چرمشیر در تالار وحدت اجرا شد. نمایشنامه را فدریکو گارسیا لورکا شاعر و نمایشنامه‌نویس پرآواز‌ه‌ی اسپانیایی در دهه‌ی سی میلادی به نگارش درآورده‌است. پدر خانواده‌ای سنتی از دنیا می‌رود و اداره‌ی خانه و همچنین سرنوشت پنج دختر به دست مادر یعنی برناردا می‌افتد. زنی مستبد كه همه را مجبور به تبعیت از سنت‌ها می‌کند. بكارت مسئله اصلى اين خانه است. پافشارى بر باورهاى سـنتى و شعله‌ور شدن حسادت، در نهايت منجر به فاجعه می‌شود. کوچک‌ترين دختر خانواده به بى‌اخلاقى متهم شده و در نهايت توسط خواهر بدسيمايش کشته می‌شود. این پایان با دراماتورژی چرمشیر تحقق می‌یابد، در حالیکه در نمایشنامه‌ی لورکا، اين خواهر بدقیافه ، بعد فاش شدن رسوایی به دروغ به دختر کوچک خبر می‌دهد که مرد محبوبش توسط برناردا کشته‌ شده‌است. دختر با شنيدن اين خبر خودکشی می‌کند. انتخاب چرمشیر برای پایان این اجرا محتاطانه است. انتخاب یک دختر بدقیافه که یک قوز هم دارد به عنوان قاتل، کم‌دردسرترین انتخاب براى یک دراماتورژ است. آن‌ هم در صورتی که روابط علّی و معلولی نعل به نعل از نمايشنامه‌ى لوركا تبعيت می‌کند. اين محافظه‌كارى در شكل اجراى اثر نيز راه يافته‌است. هر چند همه‌ى عناصر با كيفيتى مطلوب ارائه می‌شوند و سعى دارند چشم‌نواز باشند اما با اين حال خيلى زود فراموش می‌شوند. هر آنچه كه تدارك ديده شده، براى برطرف كردن نياز بخشى از جامعه به منظور تجربه‌ى هنرى به اصطلاح فاخر است. اين اجرا دقيقاً نياز تماشاگران تالار وحدتىِ خود را برآورده می‌کند. قاب‌هايى سرشار از رنگ و چشم‌نواز، در سالنى باشكوه همان چيزى است كه تماشاگران اين تالار خواهانش هستند. كه البته در اين برهوت رنگ و تصوير نمی‌توان مخاطب را از حظ بردن از آن سرزنش كرد. تماشاگرانى كه خودشان نيز آراسته و قا‌ب بندی‌شده وارد تالار می‌شوند. در واقع اجرا و مخاطبان به نوعى از وحدت می‌رسند. مخاطبان اگر نه همه‌ى دو ساعت، اما در دقايقى ممتد از دلربايى اجرا محظوظ شده و سپس به خانه‌هايشان مى‌روند. گويى هيچ اتفاقى نيفتاده‌است. در بروشورِ اجرا ذكر شده برخورد كارگردان با اثر صرفاً برخوردى حسى-هنرى نيست بلكه فرصتى است براى جهت دادن انديشه‌هاى او درباره‌ى اثر. اما آنچه كه براى مخاطبِ در نظر گرفته‌شده، باقى مى‌ماند همان برخورد حسى-هنرى است و انديشه‌ى اثر به مسئله‌ى او بدل نمى‌شود. شايد بيش از هر چيز اين اختگى به چرايى انتخاب متن، انتخاب مكانِ اجرا و به دنبال آن مخاطبانش و در نهايت شكل دراماتورژى اثر بازگردد.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها