مرور اجرای «بیت الشبح؟»؛ گروه «دَد» به سرپرستی: مریم خلیلی

دور از مرگ، دور از واقعیت نویسنده: حسین نیرومند

رای منتقد: 2

ارواح اعضای خانه‌ای قدیمی روی صحنه احضار شده‌اند.

«بیت الشبح؟» چهارمین نمایشی است که در نخستین فستیوال صداهای نو در پلتفرم داربست روی صحنه رفت. در ابتدا سه دختر روی صحنه حضور دارند. یکی از آن‌ها روی تخت دراز کشیده، دیگری خدمتکار خانه است و جارو می‌زند و نفر آخر شال و کلاه پوشیده و روی صندلی نشسته است. نور آویز قطع و وصل می‌شود و صدایی مبهم و نامفهوم به گوش می‌رسد. سکوت آدم‌ها روی صحنه‌ای کم نور و خلوت همراه با حرکات تکرار شونده‌ی کُند و کنترل شده‌ سنگینی حضور اشباح در صحنه را بیشتر و بیشتر می‌کنند. با این عناصر لحظات ابتدایی نمایش، خانه‌ای خالی از سکنه را تداعی می‌کند که آجرهای دیوارش هر آن ممکن است روی سر مخاطبان بریزد.

دو میکروفون در دو سمت چپ و راست صحنه وجود دارد که چهارمین دختر پشت آن‌‌ها می‌ایستد و خطابه‌ای به تماشاگران ارائه می‌‌دهد. خطابه‌هایی که ما را از فضای شکل گرفته دور و دورتر می‌کنند. تصویر ضبط‌شده‌ای از همان دختر حین خطابه در دو کادر مربع شکل روی پرده می‌افتد و همان لحظه‌ای را نشان می‌دهد که دختر روی صحنه مقابل ما قرار دارد. زیر یکی «اندرونی» نوشته شده و زیر دیگری «بیرونی». دختر سعی می‌کند با تصویر هماهنگ باشد ولی زمان‌بندی‌اش مدام غلط از آب درمی‌آید چون ریتم حرکاتش تند و کند می‌شود. ورود او همان لحظه‌ای است که دیوارهای کاه‌گلی خانه به یک‌باره پایین می‌ریزند؛ با حرکات تند و قدم‌های بلند، آمدن بین تماشاگران و نشان دادن عکس‌هایی از خانه‌ای قدیمی. ادعا می‌کند که یکی از آدم‌های داخل عکس است. ادعایی که با توجه به نوع لباس‌هایش قابل باور نیست. به نظر می‌رسد دختر قصد دارد واقعیت را آن‌طور که می‌خواهد به مخاطب ارائه دهد. امّا مسأله این‌جاست که عکس واقعی‌تر از اجرایی است که به مخاطب عرضه می‌شود.

عکس رنگ‌پریده‌ای که از موبایل دختر چهارم و در انتها روی پرده به مخاطب نشان داده می‌شود آدم‌های مُرده را واقعی‌تر احضار می‌کند. واقعیت آن آدم‌ها در نوع نگاه‌شان به دوربین عکاسی، لباس‌ها، نحوه‌ی ایستادن و نشستن و آرایش صورت‌شان است؛ موهای پشت لب زن قاجاری و پاچه‌های جمع‌شده‌ی شلوار دخترها. عکس گذشته را احضار می‌کند. برخلاف تصویر متحرک که زنده بودن و در لحظه بودن را ارائه می‌دهد. عکس سکون و سکوت، مرگ و گذشته‌ای دور از دسترس را مقابل چشمان‌ مخاطب قرار می‌دهد. تصویر ثابت ابتدایی «بیت الشبح؟» با همان حرکات نصف و نیمه‌ی سه دختر روی صحنه به این ایده از عکس کمی نزدیک می‌شود.

«بیت الشبح؟» می‌توانست به اجرای دلهره‌آوری تبدیل شود اگر به سمت سکون و ثبات حداکثری با حرکات بدنی حداقلی می‌رفت. اگر دست به حذف صدا می‌زد و عکس قدیمی را به مخاطب نشان نمی‌داد تا مطمئن شود تماشاگر فهمیده که اعضای خانه مُرده‌اند. اگر به ما می‌فهماند چرا «بیت» را به «خانه» ترجیح داده است.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها