مرور نمایش «بیگانه در خانه»؛ کارگردان: سید محمد مساوات

تئاتریکالیته یا تَردستیِ نشانگانی؟ نویسنده: زهره مولوی

88509 photo 2019 12 21 20 03 37.2d42c6
رای منتقد: 3

مردی پس از سال‌ها زندگی در کنار همسرش، اکنون رابطه‌ی خود را ملال‌زده می‌یابد. او تصمیم می‌گیرد در هیبت مردی ناشناس، با همسرش وارد مکالمه شود. زن این بازی را ادامه می‌دهد...

طراحی صحنه‌ی «بیگانه در خانه»، تماشاگر را اولین بیگانه‌ی نمایش تعریف می‌کند. دو قاب در سمت چپ و راست صحنه، تماشاگر را از زاویه‌ی پنجره‌های خانه در موقعیت ناظران پنهانی قرار می‌دهد. بیگانه‌ای دیگر درون خانه است که به واسطه‌ی او، دید محدود مخاطب تکمیل می‌شود. یک تصویربردار که مثل سایه اهالی خانه را دنبال می‌کند و جزئیات را روی پرده نمایش می‌دهد. «بیگانگی» پایه‌ی تمام روابط است. از حضور تماشاگر گرفته تا مرد که در هیبتی ناشناس با همسر خود بازی می‌کند، پیرزنی که به اصرار وارد خانه می‌شود و... همه‌ی این روابط ترسیم‌کننده‌ی نمودار تِماتیکی از اتصال جزءها به یک کل هستند. و در نهایت هر رابطه‌ای در مرزِ این‌همانی با رابطه‌ی دیگر قرار می‌گیرد. نقش مرد تصویربردار با مرد اصلی عوض می‌شود، پیرزن ادعا می‌کند عکس‌های روی دیوار، تصویر جوانی او هستند، وارد شدن دو سرپوش گوزن القا کننده‌ی تصویر اساطیری زوج‌هاست و... همین امر باعث شده است که پلات به ترسیم این پیچیدگی فروکاسته شود. روابط جز آن که نقب زننده به یکدیگرند، وارد ساحت دیگری نمی‌شوند و در سطح می‌مانند. نمایش از میانه به بعد سعی می‌کند با پیوند دادن جزءها به کل مخاطب را هیجان‌زده کند، اما تمهیدی برای نگه داشتن مخاطبی که دست این بازی را خوانده است، نمی‌اندیشد.

نمایش «بیگانه در خانه» با وارد کردن پی‌در‌پی نشانه‌ها و بازی کردن با امکانات تئاتر، تئاتریکالیته را به سمت تردستیِ نشانگانی می‌برد. «بیگانه در خانه» با هجوم نشانه‌ها و ازدیادِ ارجاعات بینامتنی بیش از آن که خودبسنده باشد، از بیرونِ خود تغذیه می‌کند(عیان‌ترین ارجاع برون‌متنی صحبت درباره‌ی آثار «هیچکاک» است که تصاویر ضبط‌شده‌ در اجرا بازنمایی نحوه‌ی استفاده‌ی دوربین در آثار اوست.). درون اثر بین این ارجاعات و نشانه‌ها بازی‌ای درمی‌گیرد که آن‌ها را از معنا تهی می‌کند تا در نهایت چینش‌شان دیده ‌شود. مولف به فرم‌مدعا بودن اثرش واقف است و با یک «خودارجاعی» به آن پاسخ می‌دهد: میانه‌ی داستان، زن و مرد درباره‌ی اجرای پیشین محمد مساوات «این یک پیپ نیست» -که در رویکرد اجرایی و طراحی صحنه قرابت آشکاری با این اجرا دارد- صحبت می‌کنند. راجع به ۴:۳۳ سکوتی که ملهم از اثری به همین نام از «جان‌کیج» در آن اتفاق افتاده بود. پس از گفتگویشان، سکوت در این اجرا باز تکرار می‌شود. بازی‌ای که مخاطب را در طول ۴:۳۳ می‌خنداند. واضح است که کارگردان درون اثر ایستاده و با مخاطب شوخی می‌کند. این لحظه ترسیم‌کننده‌ی کلیت رابطه‌ی تماشاگر با «بیگانه در خانه» است. مساوات نمی‌تواند از اثر فاصله بگیرد تا مخاطب را در رویارویی بی‌واسطه با نمایش قرار دهد. نه همچون هیچکاک که گاه گوشه‌ی صحنه‌ای از آثارش دیده می‌شود، بلکه سایه‌ی او هنگام خلق اثر باید دیده شود؛ هوشش هنگام ترتیب دادن بازی. همان بازی‌ای که در پوستر اجرا هم با مخاطب درگرفته است: خط خوردگی حروف و اعداد، نمایانگر اشتباه و تصحیح نیستند، گویای «حضور» دستی است که می‌نویسد.

ارسال دیدگاه


دیدگاه‌ها


  • pKULhDtWBOQeC 8 ماه پیش ( ساعت 6 : 12)

    ImBEpJNZjwK

  • lqtfpdcUr 8 ماه پیش ( ساعت 6 : 12)

    ZPeMQxXjrs

خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها