مرور اجرای «بی‌نام»، کارگردان: مهلا عرب ‌فریدی

تنها با تَن نویسنده: میثاق نعمت گرگانی

photo 2019 04 14 10 05 49
رای منتقد: 2.5

«تنهام». گزاره‌ای که تکرار چند‌باره‌اش در پرفورمنس «بی‌نام» جدا از مضمون، محور کانونی منطق روایی و شیوه‌ی اجرا نیز است. صحنه‌ی خالی پلتفرم عمارت روبرو که در آن تنها شاهد یک صندلی، ویدئوپروژکتور، دوربین و کابل‌های‌شان هستیم، موجد و زمینه‌ی نوعی عریانی است که این تنهایی را مؤکد می‌کند. مهلا عرب فریدی بر روی صندلی می‌نشیند و در نمایی بسته از صفحه‌ی گوشی تلفن همراهش بر پرده‌ی پروژکتور می‌بینیم که تایمر آلارم گوشی را بر روی 35 دقیقه قرار می‌دهد (مدت زمان اجرا) و موسیقی‌ای را برای پخش شدن از گوشی خود انتخاب می‌کند. مانتو، کتانی و جوراب خود را در می‌آورد و مقنعه‌ش را به پشت سرش برمی‌گرداند. گویا اگر در شکل متعارف، نمایش با پوشیدن جامه آغاز می‌شود، در «بی‌نام»، صحنه‌ی تئاتر و کنج پلاتو پهنه‌ای است برای اینکه از جامه‌ای که جامعه بر ما می‌پوشاند رها شویم.

در ادامه نقاط مختلف صحنه، زمینه و ابزاری می‌شوند برای خلق فیگورهای بازیگر، فیگورهایی که با اتکا با دیوارها و کف صحنه شکل می‌گیرد و نمایانگر خلوت تنانه‌ی بازیگر در و با فضای اجرا است؛ گویی ابعاد تئاتر و تن یکدیگر را بسط می‌دهند. قاب‌ها در بده بستان تن بازیگر و اندام صحنه‌ شکل می‌گیرد تا زمانی که بازیگر برای شارژ باتری دوربین یا تغییر موسیقی در حال پخش، وقفه‌ای در ریتم آرام اجرا ایجاد می‌کند. بنابراین ماهیت مونولوگ، به معنای حضور تنها یک بازیگر در اجرا، فراتر از صرف یک گونه‌ی اجرا، نه تنها بخشی از فرم اجرا نیز می‌گردد بلکه در سطح تماتیک نیز مضمون را مشدد می‌کند: تنهایی. همچنین تکنولوژی که در کالبد دوربین و پروژکتور و گوشی حضوری کالبدی یافته ‌است، هم ابزاری در پیشبرد روایت نمایش‌اند و هم ارجاع بر این تنهایی اجراگر دارند.

علاوه‌براین شاهد جستجوی مجموعه تصاویری از جمله نقاشی‌های یوان آگلو و لوسین فروید در برنامه پینترست گوشی هستیم. نقاشی‌هایی دربردارنده‌ی تن‌هایی عریان و ژست‌های یک زن؛ خلوت و ملال زنانه؛ و بعد دوباره دیالوگ بدن بازیگر با صحنه و تماشاگران را می‌بینیم که گویی با احضار آن نقاشی‌ها، رها‌تر و نمایان‌تر تکیه بر اندام و جزئیات زنانه در ژست‌ها دارد. سپس نور سمت تماشاگران گرفته می‌شود، تایمر آلارم متوقف، موسیقی تندتر و ژست‌ها به رقص می‌گرایند. آرامش اجرا بدل به رهاسازی انرژی روان-تنی در حضور، حرکات و بدن بازیگر می‌شود. قسمتی که جزء زمان اجرا نیست، چرا که روایتی از بدن محذوف از صحنه[ها] است.

بنابراین «بی‌نام» اجرایی است بیش از هر چیز در جستجوی کشف دوباره‌ی بدن، درک موقعیت انسانی به عنوان موقعیتی بدنی و اشاره بر این که چگونه هر سیاستی خود را از طریق خشونت، الزام و محدود کردن بدن به اجرا درمی‌آورد. این سیاست اجرا به خوبی در منطق فرم اجرایی جای گرفته است ولی متاسفانه تأکید صریح اجرا در یک سوم پایانی بر وا داشتن مخاطب در تأمل بر نسبت خود با این اجرا/موقعیت با پرسش از او – شما برای چی دارید من رو نگاه می‌کنید – همزمان با نمایش برشی از حوادث اجتماعی-سیاسی از اینستاگرام شبکه‌های خبری در گوشی، اجرا را دوپاره می کند. این ارجاعات و بازاندیشی‌ها هم ناشی از دست کم گرفتن وجه سیاسی ایده‌ی مرکزی اجرا است – اینکه هر گونه نظم سیاسی همراه با نظمی بدنی قابل درک است – و هم گل‌درشتی‌اش در تضاد با منطق درونی‌شده‌ی رابطه‌ی تماتیک و فرمال اجرا قرار می‌گیرد و در نهایت منجر به پایانی سطحی و ضعیف برای اجرایی خوب می‌شود.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها