مرور نمایش قلعه؛ کارگردان: مهدی رضایی

محاکات از شرّ اعظم نویسنده: بهنام دارابی

ghale
رای منتقد: 1.5

سه تن از زندانیان زندانی به‌نام قلعه بر سر به دست آوردن قدرت و سردسته بودن با یکدیگر جدل می‌کنند. شرط به دست گیری قدرت انجام دادن کار بزرگ است.

قلعه کوتاه شده‌ی نمایشنامه‌ی نظارت عالیه نوشته‌ی ژان ژنه است. همان استراتژی‌ای که برای پیشبرد نمایش شکل می‌گیرد- جدل برای به دست آوردن قدرت- در فرآیند شکل‌گیری اثر هم رخ داده است. به این معنا که گروه اجرایی خود را در تقابلی با فضاهای برساخته از متون ژنه قرار می‌دهد که بیشتر به چنگ اندازی به هر ساز و کار مرتبطی با ژنه و برداشت‌های رایج از آن برای به دست آوردن یک عامل قدرت است.

نمایش در سالنی زیرزمین مانند اتفاق می‌افتد که تماشاگران در طول سالن پراکنده هستند و رو سوی سه پله‌ی بنفش رنگی دارند که سه زندانی بر آن خفته‌اند. ثبات کاراکترها در جایگاهی که برایشان تعریف شده است نشان از آن دارد که سلسله مراتبی در کار است. هر که قدرت یا شرارت بیشتری دارد در رأس است. مسئله‌ای که وجود دارد همین تثبیت جایگاه کاراکترهاست و اگر احیاناً تغییری در این مقام صورت گیرد وابسته به رویدادهای ناگهانی در روند نمایش است. این در حالی است که تنظیم درجه‌ی قدرت-شرارت در متون ژنه عمدتاً به شکلی دیالکتیکی برقرار می‌شود. یعنی کارکترها بر صفحه شطرنج ژنه به گونه‌ای چیدمان می‌شوند که خود در خلال بازی جایگاهشان را به‌دست آورند و عمومِ گیر و دار این بازی وابسته به کنش شخصیت‌هاست. صحبت از شرارت برای ژنه به مثابه‌ی ارتکاب آن است. قلعه بدون شناسایی این عامل تمام توان خود را صرف ساختن اعمالی می‌کند که بیانگر سرحدات خشونت و شرارت باشند که موجب می‌شود کلام توش و توان خود را از دست بدهد و حواس تماشاگر معطوف به موقعیت‌های نیمه رئالیستی‌ای از زد و خورد شود که چندی بعد با اعتراف به نمایشی بودنشان اثر خود را ملغا می‌کنند. حقیقت این است که اجرای متون ژنه نمی‌تواند تن به واقعیتگرایی صرف دهد چرا که در آن صورت منتهی شدنش به یک فاجعه بر صحنه الزامی است. از طرفی نمی‌تواند در عالم ایده‌ هم سیر کند زیرا نحوستی که دارد چنین اجازه‌ای را نمی‌دهد. این بینابین قرار گرفتن برای قلعه دشوار بوده است. برای مثال در بازی بازیگران ظرافت نهفته در رئالیسم شاعرانه‌ای که فضای ژنه‌ای می‌طلبد تحت تنش‌های فیزیکی و ارتباطی بازیگران و سر در گمی آن‌ها در ماندن در موقعیتی که برایشان تعریف شده است، لِه می‌شود.

با این اوصاف به صحنه کشیدن ژنه یا باید تا منتهی الیه آن برود یا دست کم قرابتی با شرایط کنونی برقرار کند تا بتوان از زاویه متن به شرایط نگاه کرد. قلعه ضمن تلاشی که برای این مهم انجام داده است نتوانسته شرایط کنونی مدنظرش را بازتاب دهد. از همین‌روست که به نظر می‌رسد خود را درگیر بازی قدرت کرده است تا دست بالا را بگیرد.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها