مرور اجرای «سی‌لاکس» کارگردان: حسین برفی‌نژاد

رئالیسم ساختمان‌های فروریخته نویسنده: زهره مولوی

66470 capture.2d42c6g
رای منتقد: 0

سی‌لاکس روایتی است نه چندان نو، از خانواده‌ای در جنوب شهر تهران. خانواده در غیاب پدر و ضعف مادر، دچار بحران‌های جدی مالی و اخلاقی است. مسیری که نویسنده، برای روایت خود در پیش گرفته، مهندسیِ امر پنهان است. هر فرد به مثابه یک راز، رفته‌رفته خود را افشا می‌کند تا پتکی باشد بر سر دیگری. پلات اصلی نمایشنامه بین یک خواهر و برادر می‌گذرد و در نهایت به پلات فرعی زوجی که مهمان‌شان هستند، پیوند می‌خورد. برادر خانواده نسبت به باکرگی خواهر و حلال‌زادگی خود در تردید است. او شخصی است با تمام خصوصیاتی که در نظام اخلاقیِ تعریف شده‌ی طبقات، از یک مرد در خانواده‌ای فرودست و برخاسته از فرهنگ پدرسالار می‌شناسیم. کنشِ دیگر اشخاص نمایش، وابسته به قدرت او شکل می‌گیرد. همه‌ی آن‌ها در جستجوی جایی دیگر، برای فرار از خانه‌ای هستند که در حال فرو‌ریختن است. در طول نمایش صدای کوبیدن تیشه بر دیوارها شنیده می‌شود. کف صحنه مقداری خاک ریخته شده -می‌تواند به طور نمادین به فروپاشی خانواده اشاره کند- و تنها سازه‌ی این خانه‌ی محقر، دیواره‌های فلزی حمام است. مادر در طول نمایش، محبوس در آن، بی‌واکنش به آن‌چه می‌گذرد، استحمام می‌کند. خواهر و برادر هر یک به وقت استیصال بر دیوارهای حمام می‌کوبند تا مادر را به این بازی بخوانند. سکوت مادر، نیست‌شدن مادر است؛ و گویا تصدیقی است بر مسئله‌ی حرام‌زادگی.

سی‌لاکس، چه در متن و چه در رویکرد اجرا به سمت خلق الگوهای رایجی که با عنوان «رئالیسم پُر تنشِ جنوب شهری» می‌شناسیم، می‌رود. تئاتری که می‌خواهد تصویر عریانی از خشمِ قشر فرودست باشد، تنها به زد و خوردهای پیاپی بازیگران متوسل می‌شود تا خوانشِ تقلیل یافته‌ای از ابعادِ خشونت ارائه دهد. نگاهی که معطوف به کالبد جنوب شهر با تمامِ پیش‌فرض‌های موجود است؛ ظاهر آشفته‌ی بازیگران، در و دیوارهای فروریخته و فریادهای بی‌وقفه. نمایشنامه سیر طولی دارد و بناست قصه‌گو باشد. اما این اثر نه تنها نتوانسته است با بداعتِ در بیان، شکل دیگرگونه‌ای از یک روایت کلیشه‌ای باشد، که در بازتولیدِ نمونه‌های موفقِ پیشین آن و صورت‌بندی لایه‌های طبقاتی نیز ناتوان است.

تلاش برای ساختن فضایی رئالیستی، اجرا را در دام تصنع می‌اندازد. وجود دیالوگ‌ها و میزانسن‌هایی که در صورت حذف، آسیبی به بدنه‌ی اثر وارد نمی‌شود، گواه این مدعاست. آن‌ها در میانه‌ی جدی‌ترینِ دعواها، یک‌باره از دستور پخت غذا و امورات آشپزخانه حرف می‌زنند تا زندگی را روی صحنه جاری کنند. در چنین لحظاتی، تلاش برای بازنمایی روزمرگی، خود را نشان می‌دهد و همه چیز را باورناپذیر می‌کند. گو که بازنمایی روزمرگی با بیهوده‌گویی مشتبه شده است. نمونه‌ی دیگری از این بیهوده‌گویی، اروتیسمِ جاری در شوخی‌های کلامی است که ضرورت‌اش در بافت اثر توجیه نمی‌شود و به ابزاری برای تفریح مخاطب می‌ماند. در نهایت، سی‌لاکس، قرصی تاریخ انقضا گذشته است؛ فاقد اثرگذاری.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها