مرور اجرای «دخمه»؛ کارگردان: پدرام معصومی

بررسی پرونده‌ی یک قتل نویسنده: بهنام دارابی

photo 2019 03 12 10 38 28
رای منتقد: 0

دخمه گوشه‌ای از کارگاه چوب‌‌ودکور پردیس هنرهای زیباست؛ محصور در بین کمدهای فلزی و روشن شده با یک لامپ معمولی. دخمه پاتوقی است برای کیفور شدن و مصرف مواد مخدر که قاتل ومقتول گه‌گاه به آن‌جا می‌روند. قاتل مردی است که دوست‌دخترش را به قتل رسانده و حالا در محضر رئیس‌ پرونده، صحنه قتل را بازسازی می‌کند.

نقش رییس پرونده به تک مخاطب هر اجرا محول می‌شود. مأموران آگاهی با خطاب قراردادن مخاطب تحت‌عناوین نظامی و سپردن پوشه‌ای محتوی مشخصات قاتل، او را آماده نقش‌پذیری می‌کنند. این نقش‌دهندگی به مخاطب با ایجاد حال‌وهوای بازی در نقشی دیگر بی‌هیچ تلاش مضاعفی انفعال مخاطب را به فعالیت تبدیل می‌کند. شاید محدود به یک تصمیم‌گیری ساده باشد اما عنصری است که کار می‌کند. منتهی اختلاف جایگاه تماشاگر وبازیگر به‌قدری بود که به ترتیب یک خیرمطلق و یک شرمطلق ساخته بود. از طرفی بالا بودن جایگاه مخاطب به حضور فعال او کمک می‌کند از طرفی این خطر هم هست که به دریافتش از اجرا پشت‌پا بزند. اجرا به وضوح با نگاهی آسیب‌شناسانه به یک مسئله‌ی اجتماعی که هر روزه می‌شنویم، می‌خوانیم و می‌بینیم پرداخته بود؛ اما اختلاف جایگاه مذکور مانع دریافت آن از سوی تماشاگر می‌شد و یا دست‌کم «شاید برای شما هم اتفاق بیفتد» معروف را از ذهن تماشاگر پاک می‌کرد چراکه در هاله‌ی خیرمطلق معلق است و امکان قضاوت بین خوبی‌ وبدی از او سلب شده است. با این‌حال عنصری وجود داشت که تسهیل‌گر نقش‌پذیری مخاطب بود؛ فضای رئالیستی حاکم بر اجرا. متن اثر بدون شاخ‌وبرگ اضافه تنها به تشریح حادثه بسنده کرده بود. دیالوگ‌ها به جایی یا چیزی غیر از آنچه مرتبط با اتفاقات بود ارجاع نمی‌دادند. میزانسن، حل شده در بازی‌ها و جای‌گیری بازیگران بود و به‌عنوان یک عنصر جداگانه خودنمایی نمی‌کرد. بازی بازیگران در چهارچوب اجرا به درستی اتفاق افتاده بود. زیاده از حد نبود و کمتر از انتظار هم نبود. به عبارت دیگر بازی‌ها به اندازه متراژ اجرا بود. با این‌که عمده‌ی کنش‌ها و واکنش‌ها با روند متن چفت شده بود اما گاهی اتفاقاتی بی‌منطق مانند ضبط شدن صدای قاتل ومقتول پیش از حادثه یا هجوم ناگهانی قاتل به سمت مخاطب(رئیس پرونده) باعث قطع و وصل شدن این روند می‌شد. بیشتر به این می‌مانست که این کنش‌ها بهانه‌ای اند برای خروج اجرا از یکنواختی یا حرکت آن از مرحله‌ای به مرحله‌ای دیگر، در حالی‌که اجرا به آن‌ها نیازی نداشت. جزئیات موجود در اجرا به پررنگ شدن جنبه‌ی رئالیستی آن کمک می‌کرد. انتخاب لباس‌ها، غل‌وزنجیر متصل به متهم، کنش‌های واقعی و به‌دور از نمایشی بودن مثل کتک خوردن متهم از مأموران، از جمله جزئیاتی بودند که در ساخت فضای رئالیستی کمک می‌کردند.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها