مرور اجرای «در انتظار گودو» کارگردان: حسام لک

در انتظارِ لذت نویسنده: مهین بهزادی مهرداد

13967 poster v2.2d42c6
رای منتقد: 0

در انتظار گودو، مطرح‌ترین نمایشنامه‌ی ساموئل بکت این روزها به کارگردانی حسام لک در سالن قشقایی تئاتر شهر اجرا می‌شود. پلات نمایشنامه در نام آن مستتر است. در تمام طول اثر دو مرد منتظر شخصی به نام گودو هستند و در انتظار گودو نیز می‌مانند. ماهیت این اجرا کاملاً به نمایشنامه وفادار است، هر چند ممکن است در شکل ارائه‌اش و در جزئیات چنین به نظر نرسد. برای مثال شخصیت‌ها گودو را گی‌دی می‌نامند، نقش‌هایشان را با یکدیگر تعویض می‌کنند، منشی صحنه دیالوگ‌هایشان را به آنها یادآوری و برایشان تصحیح می‌کند. همه‌ی این دخل و تصر‌ف‌ها و تغییرات صرفاً برای محقق کردن ایده‌های کارگردان که صاحب ذهنی خلاق و شوریده و تا حدودی مشوش است، صورت می‌گیرد و هیچ‌کدام از متن بکت فراتر نمی‌رود. حتی استفاده از زبان کردی یا لهجه‌های دیگر و همچنین خلق یک شکل زبانی جدید، هیچ کدام معنا و تأویلی بر متن بکت نمی‌افزایند، از آن عبور و حتی آن را خدشه‌دار نمی‌کنند. هر چند شاید برخی استفاده از این زبان‌ها را به مرکز کشاندن آن‌ها و گویش‌هایی که همواره در حاشیه بوده‌اند، و تقابل آن با زبان رسمی کشور تفسیر کنند. اما این انتخاب عملاً چنین کاربردی ندارد و ابداً مخاطب را به سمت چنین برداشتی سوق نمی‌دهد. بلکه بیشتر به عدم اهمیت فهم معنای کلمات طعنه می‌زند و در این گستره حرکت می‌کند که همچنان از جهان بکت وام گرفته شده‌است. در بین مضامینی که در نمایشنامه‌ی بکت مستتر است اجرا برجسته‌ترین آن را انتخاب کرده و روی محور آن با شکل و شمایل مورد نظر خودش حرکت می‌کند. اجرا بیش از هر چیز بر انتظار کشیدن تاکید دارد. انتظاری که شخصیت‌های روی صحنه برای آمدن گودو می‌کشند به جایگاه تماشاگران نیز کشیده می‌شود. اجرا ابتدا تماشاگران را در انتظار آمدن بازیگرها روی صحنه قرار می‌دهد. آنها را منتظر خاموش شدن نور جایگاه تماشاگران می‌گذارد. اما تمام این تمهیدها گویی می‌خواهد مخاطب را شیر فهم کند که با چه مسئله‌ای مواجه است. هر اندازه این دست از انتخاب‌های کارگردان دلسردکننده است، بازیگران آتش این تنور را گرم نگه‌می‌دارند. آنها دقیقاً مثل شخصیت‌های نمایشنامه‌ی در انتظار گودو هستند. از زمان و مکانِ خود کَنده شده و متعلق به آن، دیوانه و فیلسوف. هیچ ردی از خودنمایی وجود ندارد و رودررویی مخاطب با آنها درست همان نقطه‌ای از اثر است که می‌توان از آن لذت برد. لذتی که خودشان از حضور در آن صحنه می‌برند به مخاطب منتقل می‌شود و تماشاگر چشم‌هایش را روی هر آنچه که می‌خواهد اغراق شده او را متوجه مسئله و یا دور از آن کند می‌بندد. در انتظار گودوى حسام لک تجربه‌ای است که سرگرم نمی‌کند اما در لحظاتی لذت را نصیب تماشاگرانش می‌کند. برای تجربه‌ی این لذتِ منقطع باید هنگام تماشایش صبور بود.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها