مرور نمایش «دریم‌لند»؛ کارگردان: مرتضی جلیلی‌دوست

من در رویای خودم آزادم (؟) نویسنده: مهسا شیدانی

photo 2019 08 19 17 15 36 Copy
رای منتقد: 2.5

چارلی چاپلین که در میانه‌ی صحنه خوابیده است، در فضایی شاد و سرخوش بیدار می­‌شود و به تدریج ترس و سیاهی و مرگ را در برابر خود می‌بیند. این موقعیت چندبار برای او تکرار می‌شود. چاپلین درنهایت به این نتیجه می‌رسد که درحال خواب دیدن است و هر چه اتفاق افتاده است و هرچه اتفاق می‌افتد، حاصل رؤیا و در رؤیای اوست.

«دریم‌لند» با استفاده از کارکتر چاپلین، مفهوم رؤیا و فرم فیلم صامت که در ارتباط و پیوند با یکدیگرند تلاش می‌کند الگوی رؤیاهای درهم‌تنیده را بنابر منطق و قرارداد کلاسیک به‌مثابه‌ی نوستالژیک، که برای مخاطب نیز عاری از نشانه‌های سرگرمی‌ساز نباشد، بازسازی کند. گرچه از همان ابتدا حضور بدنیِ بازیگران و به‌خصوص بازیگر چارلی بر روی صحنه گیراست، اما مدتی طول می‌کشد تا مخاطب به فرم نمایش عادت کند و روابط و کنش‌ها را دنبال نماید. اجرا از آن‌زمان مسیر خود را می‌یابد که در روند پیش‌روی کنش‌های نمایش اختلال ایجاد می‌شود (چارلی که می‌فهمد در رویاست از پلیس می‌خواد به او شلیک کند تا از خواب بیدار شود، ولی پلیس امتناع می‌کند) و چارلی برای ادامه دادن یا پایان دادن به رؤیاها از موقعیت نمایشی/ صحنه‌ای خود خارج می‌شود و به آن‌سوی دیوار چهارم می‌رود. این خروج، برخورد مخاطب با فرم فیلم/ نمایش صامت را به لایه‌ی جدیدی می‌بَرد. مخاطب با در اختیار داشتن زبان و کلام، در جایگاه شارحِ کنش‌ها قرار می‌گیرد؛ نقشی که معمولاً بر عهده‌ی میان‌نویس‌های فیلم‌های صامت و بالانویس‌های این اجرا بوده است. چاپلین مخاطبان را وادار می‌کند که بگویند بر صحنه چه اتفاقی افتاد و چارلی اکنون باید چه کند. نامنتظره بودنِ پاسخ‌های مخاطبان و واکنش بداهه‌ی بازیگر چارلی به این پاسخ‌ها به پُررنگ‌تر شدن حضور و تعامل بدن‌ها –مخاطبان و بازیگران- در زمان حال منجر می‌شود.

با این‌حال، لحظات پایانی نمایش را می‌توان ناامیدکننده خواند. نمایش همچنان که در رؤیاها پیش می‌رود تنها امکان قدرت عمل و آزادیِ فرد را به خواب و رؤیا مربوط می‌کند و نمایش با چارلیِ درخواب –همانند تصویر آغازین- پایان می‌پذیرد. چرا اجرا با این نتیجه‌گیری که به شکل واضحی از انفعال جانب‌داری می‌کند، به تماشاگری که به اجبار در موضعی انفعالی زیسته است و هزاران‌بار همین موقعیتِ «آزادی در رؤیا» را تجربه کرده است و با هر بیداری باز به موضع منفعلانه‌ی خود بازگشته است، پیشنهاد می‌دهد که «آزادی تنها در رؤیاست» و باید خوابید و خواب بود تا رؤیا دید و آزاد ماند؟ این سوالی مهم از نمایشی است که با بهره‌گیری از فرم فیلم صامت، حذف کلام و تعامل با مخاطبْ اتفاقاً تماشاگر را به بودن در مکان، اکنون و درنتیجه «فعالیت» دعوت می‌کند؛ ویژگی‌هایی که به طور کلی با مفهوم معلقِ بی‌مکانِ رؤیا نیز در تضاد هستند. همین تضادها سبب می‌شود تماشاگر فرایند و کیفیت شگفت‌انگیز «دریم‌لند» را مورد سوال قرار دهد و نتواند لذت تماشای این اجرا را در ذهن خود تکمیل کند.

ارسال دیدگاه


دیدگاه‌ها


  • WilliamWaf 13 ماه پیش ( ساعت 8 : 24)

    Here is a considerabletender in place of you. http://meghsnehamet.tk/o0gkl

خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها