مرور اجرای‌ «فرایند» کارگردان: علی کرسی‌زر

به تماشای دربه‌دریِ آقای «کا» نویسنده: قاسم نجاری

farayand 2
رای منتقد: 3.5

«کا» یک کارمند معمولی‌است. او در خانه‌ی خود نشسته که ناگهان خانواده‌ی همسایه‌ درِ خانه‌ی او را می‌زنند. در را باز می‌کند و خانواده‌‌ی همسایه یکی‌یکی وارد خانه‌‌اش می‌شوند همانجا می‌مانند. خانه را تصاحب می‌کنند. حالا «کا» باید با این وضعیت ناعادلانه دست‌وپنجه نرم کند و به میانجی قانون حقش را پس بگیرد. «فرایند» با وام‌گیریِ این ایده از داستان‌های آبه و کافکا، روایتگرِ دربه‌دری‌های آقای «کا» پس از این اتفاق غریب است. اجرای جشنواره‌ی تئاتر فجرِ آن در سالن حافظ به روی صحنه رفت.

«فرایند» در ابتدا یک قصه‌ی جذاب برای تعریف‌کردن دارد. موقعیتی هولناک و تأمل‌برانگیز که امکاناتِ زیادی برای اجرا در اختیار می‌گذارد. دقایقِ ابتدایی نمایش که در سکوت، زندگی عادیِ «کا» را نمایش می‌دهند و فضای کافکایی زندگی‌اش را می‌سازند درخشان‌اند. پس از معرفیِ اتفاقِ هولناک «فرایند» و تلاش‌های قانونی اولیه‌ی «کا» برای بازپس‌گیری خانه‌اش اجرا مشغول برگرفتن نوک پیکان از‌ بی‌سببی نهاد قانون به‌سمت استیلاگری نهاد خانواده می‌شود. در حین این چرخش به‌مرور، تأثیرِ موقعیت بغرنج ابتدایی کم‌رنگ می‌شود و فاصله‌ی متن و پرداخت‌ کارگردانی به عنوان دو پیش‌برنده نمایش کمی زیاد می‌شود. در بسطِ تئاتریکال موقعیت‌ها جزئیات پیش‌بینی‌پذیراند. چگالی به سمت نمایشنامه‌ای که یک فرایند را نشان می‌دهد سوق‌می‌باید؛ فرایند بروکراتیک این‌همان شدن خانواده‌ی خوشبخت/ استیلاگر با نهاد قانون فاضل/ بی‌خاصیت. این نتیجه اما که از همان صحنه‌ی اشغال خانه مستفاد شده است. پس ما منتظر می‌مانیم که بفهمیم نمایش همین را «چگونه» می‌خواهد بگوید.

استیلای بروکراسی در این نمایش هم بخشی از خود فرایند و هم نتیجه‌ی آن است. آقای کا سعی می‌کند تغییرات را از طریق بروکراسی ممکن کند. نمایش هم سعی می‌کند محمل بروکراسی تئاتر باشد. آقای کا به این نتیجه می‌رسد که امکان تغییر از طریق بروکراسی وجود ندارد. اجرا هم در فرایند پیش‌برد صحنه‌ها به مخاطب ناممکنی پیش‌رفتن را نشان می‌دهد: مراحلی که نمایشنامه برای پیش‌برد وضعیت ایجاد می‌کند واجد کنش پیش‌برنده‌ای نیستند. «فرایند» در هر مرحله‌اش تکرار می‌کند که «خانوادهْ خانه‌ی کا را گرفتند، قانون هم اخته است». نمایشنامه بسیار متقن پیامش را منتقل کرده پس اینک میزانسن، ژست و بدن‌ها هستند که باید بتواند واجد توانی مضاعف برای برون‌رفت از این استیلا باشند. بدن بازیگر نقش کا هر لحظه بیشتر لهیده می‌شود بازیگران اغلب برای نشان دادن بروکراسی مکانیکی مشغول تکرار یک کار مثلا لبخند‌های عریض‌اند اما پرداخت کم به جزئیات اجرایی بدیع دیگر، امکان بهره بیشتر چنین پتانسیل‌هایی را از خود سلب می‌کند.

«فرایند» اجرای مهم و جذابی است. تمهیدِ طراح صحنه برای طراحی «در»ی متحرک به خوبی با «ناممکنیت گشایش» مد نظر روایت چفت شده و موقعیتِ ابتدایی به خودیِ خود آن‌قدر کشش دارد که تماشاگر را به راحتی یک ساعت در سالن نگه دارد. به علاوه موقعیت طعنه‌زن و هذیانی کافکایی اجرا هم مرئی و متعین شده. می‌ماند پرداخت ناکافی اجرا که سیاستی مبهوت‌کننده برای روایتگری ژست همه‌ی بدن‌ها ندارد و «فرایند» را در سطحِ «یک اجرای خوب» هنوز متکی به متن نگه می‌دارد. آنچه می‌بینیم روایت دربه‌دری‌ آقای «کا» است و نه تجسم هزارتوی بدن‌های آلوده شده.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها