مرور نمایش «فورس ماژور»؛ کارگردان: عرفان رضوی

ناکارآمدیِ مولف درون حیطه قدرتش نویسنده: طهماسب مهدوی

photo 2019 10 02 10 59 58
رای منتقد: 1

اجرا با صحنه خالی و بازیگری که رو به تماشاگران آماده حرکت ایستاده است، آغاز می‌شود. پس از کمی مکث، بازیگر توپ فرضی را به طرف تماشاگران شوت می‌کند و اجرا آغاز می‌شود. شش فرد دیگر به او می‌پیوندند که گویی افراد بستری در کمپ روان‌درمانی او هستند. پس از انجام یک بازی که در آن او سعی می‌کند با سوال پرسیدن، الگوی پاسخ دادن افراد را کشف کند و ناکام می‌ماند؛ افراد به نوبت در موقعیتی مشابه اعتراف مقابل کشیش در کنار او قرار می‌گیرند. در خلال صحبت‌های افراد از مشکلاتشان او سعی دارد آن‌ها را راهنمایی کند اما راهکار خاصی نمی‌یابد. رفته رفته نشانه‌هایی در صحبت افراد (از جمله نام مشترک کارمند همکارش، دوچرخه دوران کودکی و...) مخاطب را با یک شخصیت متکثر در این هفت کالبد مواجه می‌کند. او یک کارمند است که در خلال کارهای روزمره ذهنش درگیر گذشته و ضعف‌ها و دغدغه‌های شخصی‌اش شده است و این همان فورس ماژور توضیح داده شده در بروشور (اصطلاحی در حقوق فرانسه به معنای حادثه غیرقابل پیش‌بینی خارج از حیطه قدرت متعهد که مانع اجرای تعهد می‌شود) است. به موازات آن با تمهیداتی چون «به چی می‌خندی؟» پس از هر بار خندیدن تماشاگران و دادن نور تماشاگران در برخی لحظات، اثر پای مخاطب را هم به این وضعیت باز می‌کند.

نکته دیگری هم که در بروشور به آن اشاره‌ای گذرا شده است، انتخاب‌های بازیگران در حین اجرا بود که مسیر حرکت اثر در یک کلیت ثابت را تعیین می‌کرد. ضرورت توضیح این تمهید برای مخاطب اما روشن نیست چرا که عدم آگاهی مخاطب از محدوده انتخاب‌های در لحظه، در مقابل جزئیات از پیش تعیین شده؛ باعث می‌شود در هم‌نشینی با دیگر اجزای اثر کارکردی نیابد و صرفا قراردادی درون تیم اجرایی باقی بماند. اتفاق مشابهی در روند تشریح موقعیت انتخاب شده در اثر هم به چشم می‌خورد. با پیشرفت زمان نمایش، مخاطب با اطلاعات پراکنده‌ای مواجه است که از کنار هم قرار دادن آن‌ها به موقعیت مرکزی اثر می‌رسد اما پس از ترسیم این موقعیت، با در جا زدن اطلاعات مواجهیم و فرایند رسیدن به آن هم مواجهه مخاطب با موقعیت را مواجهه‌ای مسئله‌مند نمی‌کند.

این فقدان مسئله در برخورد با موقعیت انتخاب شده، ایده‌های اجرا را به صِرفِ تمرینی برای ساخت یک پازل از اطلاعات برای مخاطب تنزل داده است و در بهترین حالت فرصتی برای بازی با تکه‌های یک پازل را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد که ماحصل آن چیزی فراتر از شگفت‌زده کردن مخاطب برای چند لحظه به واسطه کشف یکی بودن افراد حاضر روی صحنه نیست.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها