مرور اجرای "قتل‌های نیمه‌کاره"؛ کارگردان: بهاء‌الدین مرشدی

پشت و رو کردنِ پوستین

photo 2019 07 14 09 47 51
رای منتقد: 0.5

چهار دختر جوانِ هم‌خانه متوجه غیبت دختربچه‌‌ی همسایه می‌شوند که هر روز از پشت پنجره‌ بهشان لبخند می‌زده است. اولین فرضیه قتل دختربچه توسط نامادری‌اش است اما در نهایت مشخص می‌شود قاتل مردِ فروشنده‌ی سوپرمارکتِ معتمد محله است. پیش از گره‌گشایی هر یک از زن‌ها آسیب‌هایی را روایت می‌کنند که از جانب مردانشان متحمل شده‌اند و در طول روایت دست به قتل‌ها و خودکشی‌های مکرّرِ خیالی می‌زنند.

بلک‌باکسِ تماشاخانه‌ی مهرگان با کاشی‌هایی سفید نمایی از حمام به دست می‌دهد. سمت چپ چهارپایه‌ای هست که سوپرمارکت را شبیه‌سازی می‌کند و در مرکز مکعب‌مستطیل بزرگی که نامادریِ مجنون هر از گاهی از زیرش بیرون می‌خزد تا از شیطان و ضدمسیح بودن دختربچه چیزی بگوید، مگر جا بخوریم وقتی درمی‌یابیم قاتلش او نبوده بلکه فروشنده‌ی ظاهراً ساده‌دلی بوده است که فارسی را با ته‌لهجه‌ای خراسانی صحبت می‌کند.

این لهجه و پارادایم‌هایی مانند شب اول قبر و دود کردن اسفند و قرمه سبزی در کنار شخصیت‌هایی بی‌نام و مکان که با ناقوس و رکوئیم سوگواری می‌کنند؛ یکی دیگر از بیشمار تئاترهای سرگردان این روزها در انتخاب فضا و سبک اجرایی را نشان می‌دهد که خود را با برچسب سهل‌الوصول "پست مدرنیسم" تسکین می‌دهند. اما اجرا به جز پست مدرنیسم، با نمایش زنان زجردیده و هیولا ساختن از تنها کاراکتر مرد نمایش داعیه‌ی کاذب فمنیسم را نیز بر دوش می‌کشد.

به شخصیت‌ها نگاهی دقیق‌تر بیندازیم: دختری خیانت‌دیده که تنها در خیالش انتقام می‌گیرد. دختری که همگان معتقند در حال خیانت دیدن است اما از ترس به هم خوردن رابطه جرئت واکاوی ندارد و به قرص‌ اعصاب پناه می‌برد، زنی که برای فرار از ازدواج اولش به "دامِ" (اصطلاحی که خود به کار می‌برد) ازدواج دوم افتاده و "مجبور" است از کودکان همسر دوم نگهداری کند، دختر بچه‌ای که چون زیباست سرنوشتش محتوم به مرگی دلخراش است، دختر نویسنده‌ای که داستان‌هاش سراسر وصف کشتن مردان است و از جانب زنان دیگر تشویق می‌شود؛ و در مقابل این لشگر زیبارویان شکست‌خورده‌ی مغروق در اوهام، مرد چاق و تقریباً پپه‌ای که تنها کنش‌گر و فاعل واقعی نمایش است.

به نظر خود این زنان نیز سخت شیفته‌ی نیستی‌اند. هرکدام از آن‌ها دست کم یک بار خودکشی می‌کنند. نامادری در آسایشگاه تنها یک آرزو دارد، خوابی بی‌پایان. دختر نویسنده حتا قهرمان داستان تخیلی‌اش "سمیه مامازن" را به خودکشی وامی‌دارد و در نهایت داستانش را با عبارت "خل‌بازی‌هایی زنانه" وصف می‌کند، صفتی که به افعال تمام کاراکترهای زن صحنه قابل تعمیم است. هرچند اجرا سعی دارد قربانی را در پوستین قهرمان جا بزند، اما این روایت تکراری از زنانی که نمی‌توانند بدون مردانشان به حیات ادامه دهند و سرنوشتشان به تعهد او بستگی دارد، بازتکرار همان روایت تاریخی از حقارت جنسیت دومی است که جز پذیرش حقارت و تباهی چاره‌‌ای ندارد؛ چه با مرگ، چه در لوای جنون و طرد اجتماع.

 

پی‌نوشت: اگر برای دیدن این اجرا دیر رسیدید نگران نباشید. تا پانزده دقیقه بعد از شروع اجرا ورود همچنان آزاد است.

ارسال دیدگاه


دیدگاه‌ها


  • ContactForm 17 ماه پیش ( ساعت 10 : 9)

    Hi! integre.reviews

    We make available

    Sending your commercial proposal through the feedback form which can be found on the sites in the Communication section. Feedback forms are filled in by our application and the captcha is solved. The profit of this method is that messages sent through feedback forms are whitelisted. This technique raise the chances that your message will be open.

    Our database contains more than 25 million sites around the world to which we can send your message.

    The cost of one million messages 49 USD

    FREE TEST mailing of 50,000 messages to any country of your choice.


    This message is automatically generated to use our contacts for communication.



    Contact us.
    Telegram - @FeedbackFormEU
    Skype FeedbackForm2019
    WhatsApp - +44 7598 509161
    Email - FeedbackForm@make-success.com

  • integre.reviews 17 ماه پیش ( ساعت 11 : 53)

    Here is a well-mannered barter excoriate importantly as a replacement because the willfully you. integre.reviews
    http://bit.ly/2NLzRqW

خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها