مرور نمایش «گرگ‌ها در آشپزخانه»؛ کارگردان: آرمان شیرالی‌نژاد

در جستجوی قهرمان از دست رفته نویسنده: طهماسب مهدوی

76671 photo 2019 11 30 15 09 21.2d42c6 Copy
رای منتقد: 1.5

«گرگ‌ها در آشپزخانه» قصه‌ی دو مرد را روایت می‌کند که در آشپزخانه‌ای اسیر شده‌اند و قرار است آن‌ها را برای تهیه غذا بپزند. آرش -یکی از خدمت‌گزاران آشپزخانه- قصد دارد آن‌ها را نجات دهد اما فقط یک نفرشان را می‌تواند پنهان کند و...

در انتهای صحنه یک میز سرتاسری است که افرادِ نشسته پشت آن، مشغول آماده کردن مواد غذایی هستند. فضای خالی جلوی صحنه، محبس دو مرد جوان است. افراد در بخش انتهای صحنه همواره بدون قرار گرفتن در کانون توجه، فعالیتشان را ادامه می‌دهند و پیشرفت پیرنگ در نیمه جلوی صحنه جریان دارد.

نمایش با این موقعیت اولیه‌ی آشنا و ارجاع مستقیم با ذکر نام‌های «ارمایل» و «گرمایل» -دو نفر از کارکنان آشپزخانه که آرش را همراهی می‌کنند- قصه ضحاک را فرامی‌خواند. پیرنگ در دو نقطه از روایت مذکور فاصله می‌گیرد: نخست حضور شخصیت آرش به عنوان طراح و مجری نقشه نجات قربانیان و دیگر خیانت همکار آرش به او که در نتیجه آن، سرانجامِ آن‌ها نیز برخلاف شاهنامه به شکست می‌انجامد. مضمون نمایش در همین تمایزها با نسخه شاهکار ادبیات کهن شکل می‌گیرد. اثر سعی دارد تحلیلی ارائه دهد از این که چرا تلاش جامعه مفروض برای رهایی از این وضعیت (همچون قصه ضحاک) موفق نمی‌شود.

روایت «گرگ‌ها...» در آشپزخانه می‌ماند و نیروی کنترل‌گر این وضعیت را غایب نگه می‌دارد، چرا که همین جا داخل آشپزخانه دنبال عامل شکست مقاومت در برابر آن می‌گردد. از یک سو اسیران هیچ یک به آرش اطمینان ندارند و وقتی هم از ناچاری با او همراه می‌شوند، هیچ کدام حاضر نیست خود را فدا کند تا دیگری نجات پیدا کند. در سوی دیگر، عنصر خیانت –برخواسته از ترس یا طمع- مشابه آن چه سرنوشت بابک خرم دین را از تاریخ به یادمان می‌آورد؛ عوامل این شکست را مهیا می‌کنند. با اضافه کردن آرش -نماد ازخودگذشتگی- نیز روایت این شکست را از شکست یک نقشه به مرگ مفهوم «ایثار» در جامعه مفروض بسط می‌دهد.

با استقرار موقعیت اولیه منتخب از ادبیات کهن و رسیدن به پایانی متفاوت، «گرگ‌ها در آشپزخانه» ظرفیت قابل توجهی برای کندوکاو در سرمنشاء این «فقدان یکپارچگی» و «ترجیح منافع فردی بر جمعی» در جامعه مفروض را دارد. فرصتی که در بدنه نمایش بی‌اعتنا رها می‌شود و تمرکز اثر از پیرنگ اصلی جدا می‌شود تا صرف لحظه‌هایی چون شوخی با مسائل جنسی در صحنه تقابل اسیران با دو کارگر زن آشپزخانه شود. این چنین تفسیر مؤلف از آسیب‌های جامعه‌ای که به تصویر کشیده است، چیزی فراتر از «احمق» و «ترسو» دانستن افراد این جامعه نیست!

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها