مرور اجرای «همچنان»؛ به کارگردانی ساره ارجمند در فستیوال «به صیغه اول شخص مفرد»

تأثیرزدایی نویسنده: زهره مولوی

رای منتقد: 1

«همچنان» تمرین-اجرای مستندی است پیرامون تجاوز. کارگردان به همراه دو اجراگر در صحنه حضور دارند. کارگردان از پروسه‌ی خلق اجرا می‌گوید. در خلال گزارش‌های او، یکی از اجراگران به شیوه‌ی «وِرباتیم» صداهایی را که از اشخاص مختلف جمع‌آوری کرده‌اند، بازگو می‌کند. و دیگر اجراگر، نامه‌هایی که به دستشان رسیده را می‌خواند. فراخوانی که اجرا برای جمع‌آوری گزارش تجربه‌ی تجاوز منتشر کرده، تعداد بسیاری داستان را در اختیارشان قرار داده است. اما تمرکز «همچنان» بر دو داستانی است که مکمل یکدیگرند: آن‌چه متجاوز می‌گوید و آن‌چه فردِ مورد تجاوز قرار گرفته، در همان داستان.

اجرا بین چند خوانش از تجاوز سرگردان است. از جهتی به آن جنبه‌های «مطالعه‌ناپذیرِ» تجاوز یا هر جرم دیگری می‌پردازد که برخاسته از رانه‌های روانی فرد است و از جهت دیگر، به همان مقیاس به دنبال «مجرم» است: متجاوز اویی است که فعل جنسی را انجام داده یا کسی که اغوا کرده است؟ به تناسب این رویکرد خوانش جنسیتی بسیار اهمیت می‌یابد و اجرا به طور مستقیم مسئله‌ی جنسیت را طرح می‌کند. خوانش جنسیتی‌ای که سعی دارد در دو مسیر حرکت کند: ابتدا، شناخت فعل جنسی به واسطه‌ی شناخت فاعل و مفعول و سپس، اهمیت دادن به تجاوزهای هم‌جنس‌خواهانه‌ که در خفا صورت می‌گیرند. حال که هر کدام از این نگرش‌ها می‌توانند به تنهایی درگاهِ انتخابیِ اجرا برای مطالعه‌ی تجاوز باشند. طرح کردن چندین رویکرد بدون وارد شدن به یکی از آن‌ها، به تمامی، از «همچنان» اجرایی بلاتکلیف ساخته است. به همین‌رو که اجرا زاویه دید مشخصی برای بررسی اتفاق طرح نمی‌کند، نمی‌تواند با احضار خاطرات آن‌ها را در ذهن مخاطب بحرانی کند. چندین زاویه را گذرا ایجاد می‌کند؛ همان زوایایی که مخاطب خود در حین شنیدن صداها می‌تواند به آن‌ها فکر کند. اجرا در همان کیفیت گمانه‌های آنیِ ذهن مخاطب می‌ماند، بی هیچ صورتبندی‌ای.

«همچنان» یک تمرین-اجراست. اما این تمرین-اجرا آیا به مخاطب خود می‌اندیشد؟ بنا به استیتمنت رپرتوار مستندِ «به صیغه‌ی اول شخص مفرد»، بنا نیست ما با آن وجوه تئاتری‌ای که در آثار غیر مستند وجود دارد، روبرو باشیم. اما به هر حال فراموش نمی‌شود که ما برای دیدن این اجرا به سالن تئاتر می‌رویم، سالنی که با وجود تماشاگر در مقابل اجراگران معنا می‌یابد. مستند بودن اجرا دلیلی بر حذف وجوه خلاقه در بیان و شیوه‌ی اجرا نیست. اما به نظر می‌رسد که این اجرا معتقد است چون یک تمرین-اجراست و یا چون گزارشات خامی را بدون دستبرد به ما ارائه می‌دهد، نباید به شیوه‌ی روایت‌گری‌اش بیندیشد. هر سه اجراگر حتا به این نیندیشیده‌اند که تن صدایشان برای مخاطب ملال‌آور نباشد. لحن خنثای آن‌ها برخاسته از رویکرد بی‌طرفانه به روایت‌های تجاوز نیست، بلکه در نهایت منجر به سم‌زدایی از کنشی شده است که اجرا اتفاقا̋ باید آن را بحرانی کند. عنوان «تئاترمستند» یا «تمرین-اجرا» نمی‌تواند ملال مخاطب را در حین تماشا توجیه کند.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها