مرور نمایش «هملت»؛ کارگردان: حسین قاسمی هنر

کاریکاتور اوفلیا نویسنده: طهماسب مهدوی

128628 1322056760 1000 667
رای منتقد: 1

صحنه دو سویه است. یک پارچه‌ی سفید کف را پوشانده و دو پارچه‌ی سفید در دو طرف، دیوار تشکیل داده‌اند. تصاویری از چشم در حاشیه‌ی یک دیوار و تصاویری از دهان در حاشیه‌ی دیوار دیگر نصب شده‌اند. چند قطعه کِش روی زمین قرار دارد که با شروع نمایش در تاریکی، دو اجراگر هر سر آن‌ها را دست یکی از تماشاگران می‌دهند تا تماشاگرانِ روبرو، یک به یک به هم متصل شوند و با هر اتصال یک مانع در مسیر صحنه ایجاد شود.

بخش اول اجرا در تاریکی به نمایش در می‌آید. یک طرفِ صحنه، بازیگر مرد قرار دارد که با نور چراغ قوه های پشت پرده روشن شده است و در طرف مقابل، بازیگر زن که با نور فندک دیده می‌شود. در قسمت بازیگر مرد، قاب‌هایی با استفاده از نور و سایه خلق می‌شود و بازیگر زن به اجرای حرکاتی می‌پردازد که با الهام از باله، کوریوگرافی شده‌اند. این آغاز، با استفاده از فضاسازی پرکششِ قطعه‌ی موسیقی در حال پخش و آفرینش قاب‌های چشم‌نواز، مخاطب را با خود همراه می‌کند. از سوی دیگر، با تبدیل مخاطب به بخشی از اجرا – موانعی که مخاطب با دست خود در صحنه اعمال می‌کند که گاه حرکت فیزیکی بازیگران را تحت شعاع قرار می‌دهد و گاه بر پرده سایه می‌اندازد– اثر را زیر سایه ی حضور تماشاگر بنا می‌نهد.

با آمدن نور عمومی، اجرا وارد بخش تازه‌ای می‌شود. این بخش، قوت بخش نخست را ندارد. حرکات طراحی شده برای بازیگران، بازنمایی کاریکاتوری از یک رابطه‌ی عاشقانه است که با میزانسن‌هایی چون تلاش برای دادن یک شاخه گل و یا کشیدن تصویر قلب بازنمایی می‌شود. روایتی که اثر می‌سازد نیز، رابطه‌ی دو شخصیت منتخب از نمایشنامه‌ی هملت (هملت و اوفلیا) را به صِرفِ یک رابطه‌ی عاشقانه تقلیل داده است که هر رابطه‌ی عاشقانه دیگری هم می‌تواند باشد. در بازسازی این رابطه نیز در همان موقعیت اولیه در جا می‌زند. شخصیت‌پردازی نمی‌کند، جزئیاتی از شرایط و مناسبات حاکم بر رابطه‌شان ارائه نمی‌دهد و با رابطه‌ای که در نمایشنامه‌ی شکسپیر وجود دارد هم هیچ وجه اشتراکی ندارد.

این نسخه از «هملت» نمایشگاهی از ایده‌هایی‌ست که به نظر می‌رسد بنا بر تصادف گرد هم آمده‌اند. ارجاع به نمایشنامه‌ی هملت ارتباطی با اثر برقرار نمی‌کند، آغاز پرکشش اجرا که حضور مخاطب را به بخشی از صحنه بدل می‌کند، در همان آغاز رها می‌شود. تمهیدات محافظه‌کارانه‌ی مؤلف در بخش دوم اجرا نیز در فقدان جزئیات و اطلاعات تازه به تکرار موقعیت با زبان ساده منجر شده است و اجرا را از ریتم می‌اندازد.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها