مروری بر اجرای «حذف به قرینه‌ی معنوی» به کارگردانی کتایون لطیف

تله‌موش نویسنده: بهاران اقبال‌زاده

photo 2019 05 13 09 56 29
رای منتقد: 2.5

دو خواهر فضانورد در فضاپیمای آپولو 87 در حال فرود آمدن بر سیاره‌ی شیتو هستند. یکی از خواهران با کاهش غلظت اکسیژن کلاه دیگری، او را به قتل می‌رساند تا اولین کسی باشد که پا به سیاره‌ی شیتو می‌گذارد. هملت نابینا به روی صحنه می‌آید و از بازیگران تمرین (همان دو زن) می‌خواهد نمایش تله‌موش در فضا را بهتر اجرا کنند. مدیر فستیوال تئاتر گلوب لندن وارد می‌شود و نسبت به دیدن اجرای آنها ابراز تمایل می‌کند. کارگردان کار، استاد فیتو که پیشتر نقش هملت را بازی می‌کرده دستورالعمل‌هایی برای چیدمان صحنه می‌دهد. به خاطر تاخیر یکی از بازیگران در گفتن دیالوگهایش، تمرین به هم می‌خورد و مریم، کتایون، بیتا و صادق نقش‌هایشان را می‌شکنند و درمورد زد و بندهای جشنواره و نفوذ استاد فاستوس در اعلام نامزدها و برنده‌های نهایی جشنواره صحبت می‌کنند. آنها در هیچکدام از رشته‌های جشنواره کاندید نشده‌اند و در نتیجه استاد فیتو دست به هاراکیری می‌زند. مدیر فستیوال سخنرانی غرایی در مورد حقوق بازیگران و استبداد کارگردان می‌کند. صحنه‌ی آخر نمایشنامه‌ی هملت بازسازی می‌شود. بیتا، مریم، صادق و کتایون درمورد گذشته‌شان صحبت می‌کنند. صادق صحبت از غیبت بازیگر پنجمی می‌کند که عدم حضورش اجرا را ناقص کرده. بازیگر پنجم که تنها یک دهان است روی صحنه می‌آید و خطابه‌ای با کلام مغشوش از مونولوگ معروف هملت بیان می‌کند.

سطور فوق ماحصل تلاشی است برای خلاصه‌سازی اثری که خلاصه کردنش عملا ناممکن است. حذف به قرینه‌ی معنوی با ایجاد شکست‌های مداوم در داستان و حرکت از لایه‌ای به لایه‌ی دیگر، منطق روایی را بهم می‌ریزد و تکه‌پاره‌هایی از آن را به شکلی بی‌قواره سرهم‌بندی می‌کند. در حقیقت، عصاره‌ی این اجرا بازی با تکنیک نمایش در نمایش و استفاده‌ی پارودیک و هجوآلود آن در نمایشنامه‌ی هملت شکسپیر است و سعی دارد با روایت‌های تو در تو و متصل و شکافتن آنها به نحوی بازیگوشانه، مخاطب را شگفت‌زده کند و او را در مازهایی که با استفاده از این تمهید می‌سازد گرفتار کند.

حذف به قرینه‌ی معنوی با استفاده‌ی حداقلی از آکسسوار، صحنه‌ی نسبتا عریان و لغزش و درهم‌تنیدگی روایت، سعی دارد ستون‌هایش را بر بدن‌های بازیگرانش و کاربرد خلاقانه‌ی آنها برای ایجاد یک فرم اجرایی بدیع استوار کند؛ اما با تمام جدوجهدی که در خلق بداعت دارد نمی‌تواند بازی‌ای که شروع کرده را به اتمام رساند و خود در پیچیدگی‌های غیرضروری‌ای که برای تاثیرگذاری بر مخاطب ایجاد کرده گم می‌شود. اصرار بر گنجاندن و کلاژ ایده‌های متنوع منجر به محصولی می‌شود که آشفته و نامتمرکز است و به درجا زدن در پریدن از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر اکتفا کرده است.

در مجموع حذف به قرینه‌ی معنوی اثر سرگرم‌کننده‌‌ای است که به واسطه‌ی مهارت و تسلط بازیگران و ایده‌های اجرایی خلاقانه‌اش به مخاطب امکان می‌دهد که تا انتها آن را دنبال کند؛ اما تمامی زینت‌هایی که به این اجرا سر و شکل داده‌اند نمی‌توانند ضعف آشکارش در متن و محتوا را از چشم مخاطب مستور کنند.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها