مرور اجرای «کاریزمای منفی»؛ کارگردان: امیرعلی ابراهیمی

موزه‌ی کیچ نویسنده: بهنام دارابی

photo 2019 09 18 11 03 54 Copy
رای منتقد: 0.5

گروهی از بازیگران حرفه‌ای از سراسر دنیا جمع شده‌اند تا برای کارگردانی بی‌نام و نشان بازی کنند اما پای تهیه‌کننده‌ای به کار باز می‌شود که می‌تواند با یک اشاره به صفحه‌ی نمایشگر تلفن همراهش عوامل کار را بکشد. تمام این‌ها بخشی از تئاتر خیالی هستند تا اینکه کارگردان خودکشی می‌کند و زمانی که بقیه مشغول سوگ و ستایش او هستند، سر از سالن متروکه‌ای درمی‌آورد که تمام مدت آن‌جا بوده تا سر فرصت مناسب و با قدرت به عرصه‌ی هنر بازگردد.

متن ترکیبی از چند نمایشنامه‌ی سرزبان در این روزهاست: در انتظار گودو، خرده جنایت‌های زناشوهری، کافه پولشری، داستان خرس‌های پاندا و مرگ در می‌زند. اجرا به نوبت از متنی به متن دیگر تغییر جهت می‌دهد. اجرای این متون در جایی متوقف می‌شود و خلاقیت نویسنده‌ی اثر متأثر از مجموعه فیلم‌های ارّه یا تریلرهای مک‌دونایی یا لِوینی آغاز می‌شود. اجرا با بازی درآوردن بر سر مرز‌های نمایش در نمایش نقاط شگفتی‌ای را برای مخاطب می‌سازد اما در شکل‌دهی به این نقاط از دم‌دستی‌ترین ترفندها استفاده می‌کند. مثل اینکه ۱۵ دقیقه مونولوگ در وصف نقشه‌های آنتاگونیست نمایش با موسیقی هیجان‌زا در زیرصدایش به نمایش درمی‌آید یا آدم‌های نمایش به راحتی دچار مرگ و غیبت می‌شوند و به فاصله‌ی چند صحنه دوباره ظاهر می‌شوند. در مرحله‌ی نمایشی کردن ایده‌های متن، اجرا غوطه‌ور در کلیشه‌ی تئاترهای هیچی‌ندار است. صحنه‌ی لخت و زمخت در حالی که به کرّات پشت صحنه نمایان می‌شود، بازی‌های در سطح مانده‌ی بازیگران در حالی‌که کمترین انتظار از یک اجراگر که ادای صحیح دیالوگ‌ها باشد را برآورده نمی‌کنند دو نمونه از اجرای سیاست‌های قالب خورده این تئاتر است. مسئله‌ی بازیگران به حدی غامض است که به‌نظر می رسد در رقابتی تنگاتنگ برای این صحنه‌ها انتخاب شده‌اند؛ بازیگری که کمترین ارتباط چشمی را دارد، بازیگری که بیشترین ایراد در بیان واژه‌ها را دارد، بازیگری که کمترین جنبشی در عضلات صورتش ندارد و به‌ همین ترتیب کلکسیونی از نکات منفی فراهم آمده است. پردازش کیچ‌ها در اجرا تا حدی پیش می‌رود که منجر به عقده‌ی حقارت می شود و اشاراتی مکرر به بد بودن و خام بودن اجرا، کارگردان و نمایشنامه‌نویس می‌شود. بی‌شک جنبه‌ی نمایشی این موضوع مشخص است اما ارجاع چندباره به آن فراری رو به جلو برای رهایی از مسئولیت در قبال مخاطب است.

پرزرق و برق، فریبنده و در عین‌حال توخالی. چیزی که کیچ نصیب‌مان می‌کند.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها