مروری بر اجرای «کمیته‌ نان» به کارگردانی لیلی عاج

تئاتر مردم ستمدیده نویسنده: بهاران اقبال‌زاده

photo 2019 05 18 10 19 10
رای منتقد: 1

آزاد، برادر آراد و روزگار هنگام کولبری بر اثر انفجاری در کوه پایین افتاده است و حالا این دو برادر قصد دارند بدون آنکه صبری خانم، مادرخوانده‌شان بویی ببرد با اتوبوس به محل حادثه بروند و آزاد را –زنده یا مرده- پیدا کنند. زمان به عقب بازمی‌گردد. قرار است آزاد را از مرز عبور دهند تا به سوئد پناهنده شود. نمایش دوباره در زمان حال می‌ایستد. آزاد و آراد در این مدت جایشان را با هم عوض کرده بودند تا آراد به آرزویش برای مهاجرت برسد. آزاد و روزگار بر اثر تصادف با یک تانکر سوخت کشته شده‌اند. صبری خانم از میزان اندوه دیوانه می‌شود.

کمیته‌ نان سعی دارد با یک تصویرسازی واقع‌نمایانه بخشی از زندگی کولبران مناطق مرزی کردنشین را بازسازی کند؛ اقلیتی که فریادشان به گوش کسی نمی‌رسد و مصائبشان مسکوت مانده است. بنابراین کاگردانی که دست به چنین انتخابی می‌زند رسالتی فراتر از سرگرم کردن مخاطب دارد؛ چرا که می‌خواهد جامعه‌ی هدفش که عمدتا از طبقه‌ی متوسط، فرهنگیان و دانشجویان هستند نسبت به مسائل قشر محروم و رنج‌دیده‌ای آگاه کند که در عرصه‌ی اجتماعی/هنری بهشان پرداخته نمی‌شود.

کمیته نان برای تاکید بر حساسیت موضوع، آن را به صورت آزاردهنده‌ای اغراق‌آمیز بازنمایی می‌کند. انباشته از عربده‌های بی‌دلیل شخصیت‌ها بر سر یکدیگر، گریه‌های نمایشی، ناله و مرثیه‌سرایی است و در تلاش است تا با چپاندن خرده‌داستان‌های سوزناک از بیننده باجگیری عاطفی کند و با فریاد شعارهایی متشکل از کلیدواژگان فقر و کولبری و همچنین با ریختن باران مصیبت بر سر شخصیت‌های نمایش به تماشاگرش یادآوری کند که در حال انجام وظیفه‌ی عظیمی است. با این حال(شاید به غیرعمد) موکدا بر شوربختی و ضعف قشری تاکید می‌کند که به ظاهر نمایندگی آن را برعهده گرفته است و آنها را به موجودات توسری‌خور و ضعیفی تقلیل می‌دهد که ظاهرا نیرویی جز تقدیری منحوس آنها را به حرکت درنمی‌آورد. این نکته نیز قابل توجه است که کارگردان و نویسنده‌ی اثر علیرغم جنسیتش، زنان نمایشش را از مردانش هم شکننده‌تر تصویر می‌کند. به عنوان مثال نرمین، زن کولبری است که انگشتان پایش را بر اثر قدم گذاشتن بر روی مین از دست داده و آنطور که نامزدش کاک سبحان می‌گوید تایر ماشین را از این سر مرز به آن سر مرز جابه‌جا می‌کند و با این حال از کوچکترین حرف درشتی به سختی به گریه می‌افتد و فریاد می‌زند که فقر مسبب تمام نگونبختی‌هایش است. یا صبری خانم زن مقتدری که صاحب خانه است پس از رسیدن خبر مرگ فرزندخوانده‌هایش به اداهای نمایشی و مصنوعی، تضرع به وضوح دروغین و فریاد زدن رو به آسمان بسنده می‌کند. در نهایت اگر نویسنده، کارگردان و بازیگران کاوش عمیق‌تر و خلاق‌تری در شیوه‌های اجرایی، شخصیت‌پردازی و پرداخت متن می‌کردند، کمیته نان می‌توانست تصویر روشنی را از این مسئله‌ی اجتماعی که مدعی مطرح کردن آن است به نمایش درآورد.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها