مرور اجرای «من یک موجود بلوتوثی‌ام به من نگاه نکنید»؛ کارگردان: افسانه ماهیان

آینده همیشه آینده نمی‌ماند، روزی می‌رسد که تبدیل به گذشته می‌شود نویسنده: مهسا شیدانی

photo 2019 05 14 10 40 40
رای منتقد: 0.5

اجراگران با لباس‌هایی همسان دربرابر مخاطبان ایستاده‌اند. یکی از آن‌ها در را قفل می‌کند. نوار زرد «خطر! نزدیک نشوید» مرزی میان اجراگران و مخاطبان می‌سازد. اجراگران جلو می‌آیند و با لحنی آمرانه می‌گویند «گوشی‌هاتون رو خاموش کنید. مگه نمی‌گم خاموش کنید؟»». اجرا این‌چنین آغاز می‌شود و تا انتها همین لحن را حفظ می‌کند. درواقع سیاست اجرا مواجه کردن مخاطب با سویه‌های تاریک فضای مجازی است. درمتن، تکرار عبارات و زبان‌بازی رویکرد اصلی انتقال پیام می‌شود. اجراگران نیز تلاش می‌کنند با لحنی کوبنده و آمیخته به احساساتِ اغراق شده بر شیوه‌ی متن تاکید کنند. اجراگران در تمام مدت نمایش با مخاطبان صحبت می‌کنند؛ از آن‌ها سوال می‌پرسند، به آن‌ها تشر می‌زنند، از ایشان ترحم طلب می‌کنند و به آن‌ها دستور می‌دهند. پس ساختمان کلی نمایش حضور مخاطب را همچون یکی از عناصر فرمی/روایی خود به رسمیت می‌شناسد. با این‌حال، نمایش از ابتدا بر این قرارداد است که مخاطب خاموش است. در فرم اجرایی نیز کشیدن نوار زردِ خطر چنین رویکردی را تقویت می‌کند. اجراگران می‌دانند که اگر سر ما داد بزنند ما فقط نگاه می‌کنیم، اگر از ما سوالی بپرسند باز هم نگاه می‌کنیم و اگر از ما چیزی بخواهند بازهم فقط نگاه می‌کنیم. بی‌جان کردن «نگاه» مخاطب اصلا یکی از پیام‌هایی است که متن تلاش می‌کند بر آن تاکید کند؛ بر این موضوع که انسانِ غرق شده در فضای مجازی – «موجود بلوتوثی»- منفعل است و منفعل می‌ماند. اما نتیجه و هدفی که مدنظر اجرا است برای مخاطب این چنین حاصل نمی‌شود. درواقع، نمایش که مخاطب را عامدانه در این موقعیت گیرانداخته است تا بتواند به نفع هدف خود چنین معنایی از حضور مخاطب را به نفع اجرا بسازد، سبب پریشانی مخاطب می‌شود و بدین‌ترتیب، تماشاگر بیش از آن که با اجرا همراهی کند، آن را پس می‌زند.

این عدم موفقیت اجرا را با نگاه به متن آن نیز می‌توان بررسی کرد. درواقع، در آثاری که لحن پیش‌گویانه دارند تقدیری خودـویران‌گر نهفته است؛ این آثار می‌توانند دارای بصیرت پیش‌بینی آینده باشند و بدین ترتیب عواقب آنچه در آینده حادث خواهد شد را برای دیگران بازگو کنند. لحن و فرم روایت در متن «من یک موجود بلوتوثی‌ام...» پیش‌گویانه است؛ زمانی که گوشی‌ها مجهز به بلوتوث شدند چنین متنی خبر از عواقب فضای مجازی می‌داد و نسبت به از بین رفتن هویت افراد به سبب تکنولوژی هشدار داد. اما آیا هنوز هم این متن پیش‌گویانه است؟ یا اصلا، آیا جهت‌گیری چنین متنی هنوز می‌تواند درست باشد؟ باید توجه کنیم که آینده تبدیل به حال می‌شود و حال به گذشته و قدرت چنین آثاری (اگر قدرتی داشته باشند)  با تحقق پیشگویی تاثیر خویش را از دست می‌دهد. درواقع، تاریخ مصرف داشتن در ذات چنین آثاری وجود دارد. به نظر می‌رسد نمایش «من یک موجود بلوتوثی‌ام...» که این روزها در لابی تالار مولوی اجرا می‌شود نسبت به چنین موضوعی آگاهی ندارد. در نتیجه، هدف و جهت‌گیری آن تا حدی کهنه می‌نماید و در مخاطب تاثیری را برنمی‌انگیزد. مخاطب بنا بر اجباری که بر او حاکم شده است (قفل بودن در، روشن بودن چراغ‌ها، اجرا در لابی و نه در سالن) هر آنچه می‌بیند را تحمل می‌کند و هرازگاهی به ساعت دیواری لابی نگاه می‌کند تا اجرا پایان پذیرد، در گشوده شود، آزاد شود و احتمالا بلافاصله گوشی خود را در دست گیرد تا از پیام‌ها و پست ‌هایی که در این یک ساعت از آن‌ها بی‌خبر مانده است، آگاهی یابد. این‌چنین، اجرایی که نسبت به خطر از دست رفتن هویت به سبب تسلط فضاهای مجازی هشدار می‌دهد، کاملا بر ضد هدفی که داشته است عمل می‌کند.

ارسال دیدگاه


دیدگاه‌ها


  • Williamwew 14 ماه پیش ( ساعت 8 : 0)

    Hy there, a finesacrifice
    Are you in?

    https://drive.google.com/file/d/1tY1a2oWOBauAw0xoOsINeKDBKtY4m1G3/preview

خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها