مرور نمایش «معرکه‌گیری»؛ کارگردان: علیرضا ایزدی

معرکه بی‌پهلوان نویسنده: طهماسب مهدوی

photo 2019 08 11 09 38 55
رای منتقد: 1

از لحظه ورود تماشاگران، پهلوان، معرکه‌گیری را آغاز کرده است. تماشاگران از کنار صحنه می‌گذرند و روی سکو طرف مقابل سالن ساکن می‌شوند. اجرا از یک سو شامل معرکه‌گیری پهلوان و همسرش (بازیگر مرد زن‌پوش) است که درباره ویژگی‌های ماری که قرار است به نمایش بگذارند و خواص دارویی روغنش صحبت می‌کنند و از سوی دیگر دو نفر که در مقابل تلویزیونی نشسته‌اند و ویدئو همین معرکه را تماشا می‌کنند. بیشتر مدت زمان اجرا را معرکه‌گیران در انتهای صحنه روی سکو نشسته‌اند و بینندگان ویدئو در میان صحنه روی زمین لمیده‌اند(هر چهار نفر رو به تماشاگران).

این قابِ ساکن، صحنه‌ای متشکل از چند اکسسوار(معدود ابزار کار معرکه‌گیران و معدود وسایل خانه بینندگان ویدئو) دارد که در پس‌زمینه بی‌تناسبِ دیوار آجری پشت سر با انعکاس نورهای سقف در پنجره‌هایش چیده شده است. در نورپردازی اثر به نخستین کارکرد آن –روشن کردن صحنه- بسنده شده است که آن هم در مواقع حرکت بازیگران روی صحنه عمل نمی‌کند. تصویر راکد و خالی اثر چیزی برای دنبال کردن به مخاطب نمی‌دهد و با عدم استفاده از ظرفیت‌های نشانه‌گذاری دوگانه سکون/حرکت بازیگران یا وضعیت قرارگیریشان در این قاب، نظام زیبایی‌شناسی ناکارآمدی دارد. اشاره اجرا به این امر در شوخی یکی از شخصیت‌ها که از دیگری می‌خواهد در صحنه راه برود «تا نگویند تئاترشان میزانسن ندارد» هم در حد یک شوخی باقی می‌ماند و با دیگر عناصر اجرا وارد تعامل نمی‌شود. استفاده از بازیگر مرد در نقش زن هم هیچ کارکردی پیدا نمی‌کند؛ نه ضرورت اجرایی خاصی دارد و نه در هم‌نشینی با دیگر عناصر اجرا از «جنسیت» نشانه‌ای برای خوانش اثر می‌سازد.

عنصر پیش‌برنده روایت، روغن مار است. خواص ویژه آن موضوع معرکه‌گیری و نیز موضوع دیالوگ‌های بینندگان ویدئو معرکه است. سرگذشت آن که توسط پهلوان برای مخاطبین نقل می‌شود، جا برای خوانش آن به عنوان نماد را باز می‌کند: گونه ماری که متعلق به جغرافیای قوم همسر پهلوان است، مولد این ماده شگفت‌انگیز است اما بهره‌برداری از این محصول به انحصار شرکتی بیگانه درآمده است و افراد محلی نظیر این زوج حق برداشت از آن ندارند که همین امر باعث شده دو سال و نیمِ گذشته را سکوت کنند و محصول مار را عرضه نکنند. این چنین عمل معرکه‌گیری امروز آن‌ها را می‌توان کنش نیروی مقاومت (مردم محلی) در برابر نهاد قدرت (شرکت دارای کپی‌رایت) در نظر گرفت. سوی دیگر روایت بینندگان ویدئو هستند که قصد دارند با ساخت یک مستند، این معرکه را به تصویر بکشند اما به این زوج دسترسی ندارند و ویدئو معرکه هم ناقص است زیرا پیش از بیرون آمدن مار قطع شده است. از این رو سعی دارند آن واقعه را به کمک ویدئو ناقصی که در دست دارند، بازنمایی کنند اما تمهیداتشان که به جای واکاوی در سوژه صرف تماشایی کردن اثر (با ایده‌هایی بی‌تناسب نظیر نمای فوتبال بازی کردن کودکان) شده است، راه به جایی نمی‌برد.

«معرکه‌گیری» مضمون قابل تامل روایتش را با ضعف در پرداخت عناصر نمایشی تلف کرده است و اگر وضعیت شخصیت‌های «بیننده ویدئو» در نمایش را نقد اثر به طیفی از هنرمندان و آثارشان بخوانیم، این اثر خود متعلق به همین طیف است. تمهیدات کارگردان با یکدیگر وارد تعامل نمی‌شوند و با فرمی سردرگم مواجهیم که سوژه‌اش را واکاوی نمی‌کند.

ارسال دیدگاه


دیدگاه‌ها


  • LarryFax 14 ماه پیش ( ساعت 1 : 54)

    Подготовка к экзаменам ЕГЭ и ОГЭ, сочинения, сценарии, стихотворения
    Тел.: 89150443211 Светлана

خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها