مرور اجرای «ممکن»؛ کارگردان: نغمه معنوی

جای ما در استودیوم (۱) امن است. نویسنده: بهنام دارابی

photo 2019 09 11 09 08 26
رای منتقد: 1

سه صندلی در جلوی نیم‌دایره‌ی تماشاگران با فاصله‌ی یکسانی از یکدیگر چیده شده‌اند. در کنار هر صندلی یک بطری آب و روی آن دسته‌ای کاغذ وجود دارد. آکسسوار متعلق به صندلی سمت راست روی یک پایه است که پیشاپیش آن جایگاه را خاص می‌کند. اونِ اول در صندلی وسط نشسته و مرکز توجه می‌شود. از یک پسر و دخترش و شرایط نگهداری از آن‌ها می‌گوید؛ پدر و مادرش. به‌ترتیب بعد از او، اونِ دوم که یک دختر خردسال و اونِ سوم که زنی حامله است روی صندلی‌هایشان می‌نشینند.

به‌طور کلی تمام طول مدت اجرا صَرف مسئله‌ی مراقبت می‌شود. مراقبتی والد مانند نسبت به تمام افراد اطراف سازنده‌ی اجرا. میزانسن اولیه و ثابت اجرا هم یک والد پا به ماه، یک بالغ جوان و یک کودک را به معرض تماشا می‌گذارد. در واقع کارگردان/اجراگرِ اثر خود را در مقام بالغ پیش از موعد رشد یافته(والد) قرار می‌دهد و تمام نسبت‌های کودک و والد اطراف خود را در قیاس با آن چیدمان می‌کند. این نسبت‌ها به تماشاگران اثر، به روابط اجتماعی و سیاسی هم تسری پیدا می‌کنند. آن‌جا که صحبت از والد بزرگ(رهبر سیاسی یک کشور) است، واضح است که والدِ اجرا خود را تکثیر کرده و در قالب‌های گوناگون قرار داده است تا ضعف و قوت هر کدام از والد‌ها در وضعیت‌های دیگر را در لفافه‌ی روایت خود نقد کند. اجرا خود را از جایی شروع می‌کند که به‌نظر می‌رسد مستحکم‌ترین تکیه‌گاه یک هنرمند برای خلق یک اثر است. نویسنده و کارگردان به خود برگشته و روایت را از وجوه شخصی خود برکشیده است. وقتی تمرکز وجوه شخصی بر رفتارهای فردی مثل اطوارهای شخص در مواقعی که استرس دارد زیاد می‌شود، فضایی را ایجاد می‌کند که مخاطب را درون خود بکشد. به نوعی اجرا با مخاطبانش ندار می‌شود. در این نقطه بین برقراری پیوند عاطفی با تماشاگر و مظلوم نمایی و واگویه مرز باریکی وجود دارد که ممکن خود را به سوی واگویه سوق داده است. گفتارهای پراکنده و سیال بودن روایت از سویی دیگر موجب می‌شود تا تمرکز کافی و وافی از سمت تماشاگر بر موضوع و موضع اجرا شکل نگیرد.

تمامی انتخاب‌های اجرا قابی را می‌سازند که قابل مشاهده است، صحبت‌ها ملموس است، ریز حرکت‌های بدنی طبیعی و پذیرفتنی است و دست‌کم با ظاهری دغدغه‌مند مواجهیم منتهی در اجراهایی از این دست احتیاج به یک عطف است تا اجرا خودش را با مخاطب پیوند دهد. پیوندی در عمق و نه آنچه در ظاهری آراسته به نمایش درمی‌آید. چیزی شبیه پونکتوم۲ که تأثیرش ناگزیر باشد.

 


۱- studium
۲- Punctum

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها