مرور اجرای «موزه»؛ کارگردان: آزاده شاهمیری

چشم اورفه نویسنده: میثاق نعمت گرگانی

photo 2019 02 18 11 10 50
رای منتقد: 0

بازیگری که بدون توضیح و هماهنگی از اجرای مجدد یک نمایش کنار گذاشته شده است با بازیگر دیگری تماس می‌گیرد تا از چرایی این اتفاق بپرسد. از این‌که چرا به او خبر نداده‌اند؟ چه کسانی مشخصاً این تصمیم را گرفته‌اند؟ چه کسی جای او بازی می‌کند؟ او سهمش را از شخصیت می‌خواهد، از صحنه؛ از اجرا.

ساختمان، راه‌پله‌ها و اتاق‌های پلاتو «نول» محل اجرای نمایش «موزه» است. دو بازیگر که پس از تماشاگران وارد لابی پلاتو شده‌اند، با یکدیگر و همچنین رو به تماشاگران سخن می‌گویند. از اجرای پیشین نمایش در موزه هنرهای معاصر صحبت می‌کنند و این‌که دو بازیگر آن اجرا بنا به دلایلی کنار گذاشته شده‌اند و اکنون بازیگر دیگری هر دو نقش را ایفا می‌کند؛ بازیگری که در اجرای پیشین، تماشاگر اجرا بوده است. بدین ترتیب «غیاب» مضمون کلیدی اجرا است. غیاب اجرای پیشین، غیاب بازیگر قبلی، غیاب شخصیتی که دیگر نیست؛ غیاب موزه هنرهای معاصر. گویا دیگر همه‌ی آن‌ها بخشی از موزه‌ای در ذهن و زمان شده‌اند.

بازی‌های کنترل‌شده و پرهیز از بیانگری عاطفی در ایفای نقش و همچنین نبود گریم، نور و دکور به معنای متعارف کلمه زمینه‌ای است تا همه چیز به نفع "فضا" کناره بگیرد و جا برای احضار موزه‌ی هنرهای معاصر در پلاتو نول باز شود. بحث دو بازیگر درباره‌ی خاطره (غیاب) اجرای پیشین و حذف (غیاب) بازیگران پیشین همزمان با پخش تصاویری از اجرای موزه‌ی هنرهای معاصر ادامه می‌یابد. تکنولوژی (ویدئو پروژکتور، هِدست) می‌کوشد در جستجوی این مکان/زمان از دست رفته باشد، مکان را بسط دهد و از دیوار پلاتو به فضای موزه هنرهای معاصر نقب زند.

دو/سوم ابتدایی اجرا چه در فضاسازی و چه در ریتم پیشبرد وقایع (چه وقایع جاری در مکان پلاتو نول و چه وقایع واقع در زمانِ موزه هنرهای معاصر) کُند است. تانی‌ای که هر چند عامدانه اعمال شده تا امکان خلوت کردن شخصیت‌ها با خاطره‌ها و تفسیرهای مخاطبان مهیا گردد، ولی در لحظاتی رابطه با اجرا را نیز سست می‌سازد. واپسین صحنه و یا به تعبیر دیگر فضای پایانی در آخرین پلاتو ولی اجرا را رستگار می‌کند. سایه‌ی موزه و اجرای پیشین همچنان بر روی دو بازیگر حاضر است. با هدست‌هایی بر سرشان، در بالکن و پشت پنجره‌اند. به‌میانجی هدست غرق در هوس‌بازی حافظه‌ی خود از اجرای قبل‌اند. هدست و پنجره‌ای که زمینه‌ی تبدیل مادیت نمایش به یک ذهنیت، به فراسوی صحنه را ممکن می‌کند. آن‌چه می‌نگرند را نمی‌بینیم ولی در فراسوی قابی که پنجره ساخته، تلِ خرت و پرت‌های پس‌زمینه و پچ پچ دو شخصیت، از ماجرای حذف/غیاب بازیگران متن، به فرامتن حذف/غیاب‌های جشنواره نقب می‌زنیم. جشنواره‌ای که حذف/غیاب‌ها محور اصلی پچ پچ‌ها و پرسش‌ها در آن بوده است و اجرای «موزه» در این بزنگاه، ناخودآگاه و باظرافت به حاضرین، این غیاب‌ها را، غایبین را یادآوری می‌کند.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها