مرور اجرای «مراسلات فقط»؛ کارگردان حسام لک

مرز پریشانی نویسنده: حسین نیرومند

49250 img 20191219 142648 257.2d42c6 Copy
رای منتقد: 2.5

نامه‌ای را چهار زن می‌خوانند.

در ابتدا دو مرد و پنج زن روبروی تماشاگران ایستاده‌اند. یکی از زن‌ها صفحه‌ی موبایل را روبروی تماشاگران گرفته است. تماشاگران کناری امّا چیزی نمی‌بینند و احتمالا تایمر موبایل لحظه‌ی شروع نمایش را نشان می‌دهد.

میزی در وسط، چند صندلی در سمت چپ صحنه و دو صندلی در سمت دیگر که مردهای نمایش نشسته‌اند و چیزهایی یادداشت می‌کنند. نگاه همه‌ی آدم‌ها به تماشاگران است. لحظه‌ای چشم برنمی‌دارند. نگاه‌ آن‌ها پرسش‌گر و شماتت‌گر است. طلب کمک دارند و ترسیده‌اند. انگار منتظر واکنشی از تماشاگرند. هرچند اجرا انتظار تعاملی از سوی مخاطب ندارد، امّا آن را نادیده نمی‌گیرد. تماشاگر امّا در طول اجرا در مرز ورود به جهان نمایش قرار دارد. زمانی که یکی از زن‌ها انگار با استعاره و تمثیل تجربه‌ی عادت ماهیانه‌ی زنانه را شرح می‌دهد، دیگران به تماشاگران انار تعارف می‌کنند. تجربه‌ی فیزیولوژیکی با ترکیدن دانه‌ها‌ی انار در دهان تبدیل به تجربه‌ی حسی مشابه‌ای می‌شود. این پل زدن حسی تجربه و در عین حال در مرز نگاه داشتن، در فرم اجرایی نمایش هم به چشم می‌خورد. «مراسلات فقط» یک مونولوگ است؟ در طول اجرا هیچ‌کدام از آدم‌های روی صحنه کلامی با یکدیگر رد و بدل نمی‌کنند. حتی به ندرت چشم در چشم می‌شوند. امّا ارتباط فیزیکی آن‌ها از بین نمی‌رود. آن‌ها مدام در طول اجرا، یکدیگر را به این طرف و آن طرف می‌کِشند، جلوی دهان همدیگر را می‌گیرند یا برگه‌/نامه‌ای را دست به دست می‌کنند. این ارتباط فیزیکی آگاهی از حضور دیگری در صحنه را برملا می‌کند. این دیگری نه وجهی درونی از یک شخص، که آدمی جدا و یکه است. با توجه به پوشش متفاوت‌شان هویتی مستقل و جداگانه نیز دارند. با این‌حال همگی خطاب به یک فرد/جمع مشخص یعنی تماشاگر برگه‌/نامه‌ها را می‌خوانند. پیش از آنکه در مورد مونولوگ بودن یا نبودن نمایش توافق حاصل شود، باید به این نقطه برسیم که اصلا مونولوگ امکان حصول دارد یا خیر؟ مخاطب تک‌گویی خود بازیگر است و کشمکش درونی اتفاق می‌افتد. به عبارت دیگر، دیالوگی با درونیات که تضادهایی را برملا می‌کند. با این فرض مونولوگ امکان ظهور ندارد چون در هر صورت یک طرف وجود دارد که پاسخ دهد. منهای چنین فرض تردیدآمیزی در مورد مونولوگ، «مراسلات فقط» در کلام مسیر یک تک‌گویی بلند را پیش می‌گیرد. اعمال آدم‌های صحنه امّا‌ این چارچوب را دچار تزلزل می‌کند. نمایش در قدم زدن روی این خط باریک مرزی بلاتکلیف عمل می‌ماند. پریشانی زبانی در شیوه‌ی اجرایی هم رخنه می‌کند. در نتیجه تصویر مخدوشی از آن‌چه اجرا در ذهن خود داشته ارائه می‌شود. ابهام جای خود را به پیچیده‌گویی می‌دهد و رمزهایی که قرار است توسط مخاطب رمزگشایی شوند، مسیر درستی برای هدایت‌شان در نظر گرفته نشده است. به عبارت ساده‌تر، ابهام موجود در نمایش باعث نمی‌شود بعد از بیرون رفتن از سالن به دیده‌های‌مان فکر کنیم.

«مراسلات فقط» مدام سعی می‌کند بین مونولوگ و دیالوگ گام بردارد. در این تلاش شاید نشانه‌هایی از تجربه‌ای فرمی خودش را نشان بدهد، امّا این وارونه‌کردن مفاهیم نباید ما را به فهم جدیدتری برساند؟ فهمی تازه از ابزارهای پیشین اجرا با شیوه‌ها و کارکردهایی جدید؟ به نظر می‌رسد این قالب‌بندی کارگردان در مراحل ابتدایی خودش قرار دارد.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها