مرور نمایش «مثبت و منفی هفت»؛ کارگردان: کیمیا خطیب‌زاده

آتش بازی روی کیک تولدِ متولدِ ماه دی نویسنده: زهره مولوی

mosbat manfi 7 Copy
رای منتقد: 0

نمایش مثبت و منفی هفت را می‌توان در نوع تئاتر مستند جای داد. راوی، کیمیا خطیب­زاده، متولد نوزدهم دی ماه است و طبق عادتی هر ساله اتفاقات دی­ماه را برمی‌شمرد تا زادروزش را برای خود در بستری وسیع‌تر معنا کند. پرده‌ی پروژکتوری که انتهای صحنه است تصویر هر یک از این رخدادها را در کنار هم نشان می‌دهد. تصاویر شخصی‌ای مربوط به جشن تولدهای او و مابقی، تصاویر رخدادهای سیاسی­ از سراسر جهان. زادروز کارگردان بهانه­ای است برای بررسی احوالات سیاسی چند سال اخیر. حوادث داخلی نظیر آتش‌سوزی ساختمان پلاسکو، قتل بنیتا، اعتراضات خیابانی دی‌ماه سال گذشته تا تحریم‌ها و سیاست‌های خارجه. اجراگر خود را سوژه‌ی مطالعاتی قرار می‌دهد تا به شکلی اعتراف‌گونه در برابر تماشاگران بایستد و از روزگارانی که بر او رفته بگوید. بخشی از این احوالات شخصی است و بخش دیگر قابل تعمیم به کل. موضوع انتخابی او در همان ابتدا می‌تواند همذات‌پنداری مخاطب را برانگیزد و او را متأثر کند. تاثری برآمده از بازخوانی شرایط اجتماعی، نه شکل و شیوه­ی اجرای آن.

تصاویر مانند قابی از خاطرات، تماشاگر را به میان شدتمندترین حوادث سال‌های گذشته می‌فرستد. هرازگاه هم مخاطب سرکی به زندگی راوی می­کشد. راوی‌ای که همانند همه در تلاطم سیاست‌های سال‌های اخیر کیفیت زندگی‌اش دستخوش تغییر شده است. اما روند اجرا پرداختن به خاطره‌است نه احضار آن حوادث در وضع اکنون. قاب‌های انتخابی از تکرار دیده‌شدن به خاطره‌ی عمومی بدل شده‌اند و اگر قرار باشد در وضعیت اکنون توان احضار گذشته را داشته باشند باید در صورتبندی‌ای جدید و متفاوت از وضعیتی که «همهمه‌ی رسانه‌ای» بازنمایی‌شان کرده‌اند برای مخاطب «احیا» شوند. آن‌چه که روزمره از اخبار می‌شنویم در همان ساحت گزارشگری، بی‌هیچ توان مداخله‌گری یا برکشیدن سویه‌ای نو از ماجرا تکرار می‌شود. با اتخاذ این فرم، بدون ورود به لایه‌ای نامکشوف از حوادث، اجراگر همانند مجری یکی از شبکه‌های خبر شده که فقط در فاصله‌ی نزدیک‌تری با بیننده قرار گرفته است. در مقابل مخاطب هم در این اجرا همان جایگاهی را دارد که هنگام تماشای تلویزیون. صرفا یک ناظر بر حوادثی بازنمایی‌شده. اجرا تمهیدی نمی‌اندیشد که مخاطب نسبتش با وضعیت عوض شود: «تبدیل از ناظر به کنش‌گر». در فرم کنونی هم مانند باقی‌ مخاطبت رسانه‌ها انگار قرار نیست این همذات‌پنداری جمعی به همگراییِ کنشی منتج شود.

اجراگر ماجرای کافه‌نشینی‌هایش را همان‌گونه تعریف می‌کند که خبر فرو ریختن ساختمان پلاسکو یا تصمیمات آقای ترامپ را. این شیوه انتخابی آگاهانه است. او با اتخاذ لحن خنثا برای مرور اخباری متفاوت از سراسر جهان می‌خواهد بگوید به دنبال ایجاد تاثیر حسی نیست. نویسنده‌ای است که با تماشاگرانش حرف می‌زند. اما در این صورت سوالی اساسی­ مطرح می‌شود: نمایش مثبت و منفی هفت از کلاژ برجسته‌ترین اخبار جهان که تماشاگر خود بدان‌ها واقف است، چه می‌خواهد؟ بهانه‌ی زادروز راوی در خیل حوادثی که مرور می‌شوند، کم‌رنگ می­شود. این نمایش نه مسیر روایت شخصی را کامل طی می‌کند و نه آن لایه‌های اجتماعی-سیاسی‌ای را که از آن حرف می‌زند در سویه‌ای نازیسته، متفاوت و آگاهی‌ساز از منظر یک شاهد صورت‌بندی می‌کند. چنان‌چه مخاطب در پایان تنها می‌تواند برای راوی اعلام تأسف کند که زاده‌ی دی‌ماهِ ناآرام است.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها