مرور اجرا‌ی «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» کارگردان: احسان فلاحت پیشه

قهوه‌ی قجری خانم آناستازیا نویسنده: بهنام دارابی

19208 ezdevaj misisipi.2d42c6
رای منتقد: 0

فلورستان می‌سی‌سی‌پی دادستان اخلاق‌گرا تصمیم به ازدواج با زن نه‌چندان خوشنام شهر گرفته‌است تا همزمان هم کفاره‌ی خود و هم مجازات آناستازیا را به جرم همسرکشی به سرانجام رساند. در این بین ملاقات او با وزیر، رهبر انقلابی و مردم‌شهر هرکدام داستانی را می‌سازد؛ هم برای می‌سی‌سی‌پی به‌عنوان دادستان و هم برای آناستازیا به‌عنوان معشوقه.

فردریش دورنمات این نمایشنامه‌ را با طنازی خاص خود و چاشنی سیاست و فلسفه نوشته‌است. جنبه‌ی سیاسی آن به نقد قدرت‌های بالادست و جنبه‌ی فلسفی آن به اخلاقیات کهنه و نو گرویده است. همچنین سبک نوشتاری متن بنابر وجود عناصری از قبیل دِفرمه کردن شخصیت‌ها و تنزل آن‌ها در حد کاریکاتور، دفاع بی‌پرده از حذف سرمایه‌داری و ساختار نوشتاری متفاوت (نسبت به دوره‌های پیشین)، نزدیکی بسیاری با مولفه‌های اکسپرسیونیسم دارد. بازنمایی صرف مولفه‌های عینی اکسپرسیونیسم چیزی است که کارگردان به آن بیش از لایه‌های مضمونی-سیاسی نمایشنامه توجه نشان‌داده است. حضور نوازندگان بر روی صحنه که حجمی قریب به 1\4 صحنه را اشغال کرده است، دکورهایی که اسکلت ساختمانی آن‌ها نمایان است، حضور بازی‌سازان و شکل‌های شکسته و گاه نامرتبی که می‌سازند و گریم‌ اغراق‌شده از جمله نشانه‌های اکسپرسیو طراحی اجرا هستند. اما این اکسپرسیون (فشار خارجی) تنها بر صحنه‌ی سالن اجرا محصور نمی‌ماند و در طول 120 دقیقه اجرای اثر بر تماشاگران حاضر در سالن هم مستولی می‌شود. فشار ناشی از حجم زیاد اطلاعاتی که در قالب دیالوگ و در بده-بستانی صرف در بستری نامناسب عرضه می‌شود.

سالن، همواره یکی از عناصر فضاساز هر اجرا است. سالن اصلی تئاتر شهر گویی زیاده از حد برای این اجرا بزرگ است. خطوط میزانسنیک پتانسیل پر کردن سالن را ندارند و گاه در فراخنای صحنه شاهد سردرگمی بازیگران هستیم. دکور بیشتر نقش پرکننده‌ی فضا را دارد. خیلی از اجزای دکور کارکردی ندارند یا واجد مازادی نیستند. رویکرد کارگردان در اقتباس نعل‌به‌نعل و فقط دربرگیرنده‌ي خط روایی، در هدایت بازیگران و بازی‌سازان نیز متجلی‌ست. بنابر این سیاست، بازیگری به حفظ و تحویل دیالوگ تنزل یافته است و کمتر تاثیری چه از نظر عاطفی و چه از نظر منطقی بر تماشاگر دارد. حضور بازی‌سازان نالازم به‌نظر می‌رسد چراکه کمکی به پیشبرد صحنه‌ها نمی‌کنند و صرفاً پرکننده‌ی فضا باقی مانده‌اند. این‌ها جملگی سیاست‌هایی را متبادر می‌کنند که به مواجهه با اولین لایه‌ی متن بسنده کرده‌است. در نتیجه تنها حرافی می‌کند بی‌هیچ تاثیری.

نکته‌ی کوچک آخر این‌که، تناقض بین پیش‌تصورات ما از تئاتری برآمده از متن دورنمات و شیوه‌ی تبلیغات گروه، ارتباط مخاطب را با اجرا متزلزل می‌کند. در تبلیغات نمایشی که واجد مضامین آشکار هواخواهی از قشر پایین‌دست جامعه و نفی‌کننده سرمایه‌داری است، از حربه‌های رایج اسپانسرهای تلویزیونی- قرعه‌کشی بین تماشاگران و تقدیم بلیت رایگان برای جلب تماشاگر/ مشتری بیشتر- استفاده می‌شود.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها