مرور اجرای «رادیو سیتی»؛ کارگردان: احسان شایان‌فرد

لاجرم نقطه‌ی عطف او است نویسنده: میثاق نعمت گرگانی

radiocity
رای منتقد: 2

اجرای جدید گروه «دشنه» در ادامه‌ی تجربه‌های اخیرشان است؛ واکاوی فعالیّت، حذف و قتل فعالان و مبارزان سیاسی ایران در حد فاصل ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷. این‌بار اما به جای تمرکز بر زیست سیاسی یک فرد، موضوع دادخواهی، فرجام یک گروه تئاتری است؛ گروه «تئاتر کار» که اعضایش از بازیگران و نزدیکان عبدالحسین نوشین بودند. آن‌ها برای تأمین مالی هزینه‌های نمایش خود، ایده‌ای جالب را در سینما رادیوستی عملی می‌کنند؛ خود اسم پرفورمنس را روی کُنش‌شان می‌گذارند؛ ساواک ولی عقیده دیگری دارد.

چنانچه بخواهیم تعامل‌ها و تقابل‌های هنر و سیاست را در تئاتر ایران معاصر بررسی کنیم، عبدالحسین نوشین از جایگاهی بی‌بدیل برخوردار است. از این منظر گره‌گاه نمایش «رادیوسیتی» همان‌قدر سیاست است که تئاتر؛ همان‌قدر تئاتر تاریخ است که تاریخ تئاتر؛ همان‌قدر بازخوانی و اجرای سیاست است که سیاستِ اجرا است. در این راستا برخلاف رویکردهای پیشین گروه دشنه که در اجراهای مستند خود می‌کوشید مخاطب را با تاریخ روبرو کند، این بار در مرتبه‌ی اول می‌کوشد مخاطب را به تاریخ نزدیک کند و بنابراین وزن و اهمیت بازنمایی در اجرا بیشتر از تجربه‌های پیشین گروه دشنه است. رویکردی که به دلیل محوریت خود تئاتر [و گروه تئاتری] در اجرا و نسبت تئاتر و تاریخ [واقعیت] منطق درستی به آن بخشیده است.

همچون قریب به اتفاق مستندها، اسناد چه در قالب برگه‌های پرینت‌شده‌ی نامه‌های ساواک و برگه روزنامه و چه عکس‌ها و تصاویری که بر روی دیوار انتهای صحنه نمایش داده می‌شوند [تکنولوژی تکرار و تکثیر] و ابزاری هستند برای احضار تَن‌ها و کالبدهای جمعی که چند دهه است که هیچ سرنخی از فرجام سه تن از آن‌ها نیست [غیرقابل دسترس، مرده، ناپدید]. اما مهم‌ترین سندی که بر ذهن مخاطب حک می‌شود، اصلاً سند نیست؛ ویدئویی است تولیدی خود گروه که در پایان اجرا می‌بینیم. در حالی که نمای بیرون امروز سالن رادیوسیتی را می‌بینم، صدای زنی را می‌شنویم که متوجه می‌شویم فریده است؛ تنها بازمانده‌ی پیدا و در دسترس جرا. پایانی مناسب برای اجرایی که به تعامل و تقابل وجوه مستند و بازنمایی‌کننده‌اش آگاه است.

در طول اجرا، چه زمانی که شخصیت‌ها با هم صحبت می‌کنند و چه زمانی که رو به ناظری پاسخ می‌دهند که در جمع تماشاگران نشسته است، همواره رو به تماشاگر و در جلوی صحنه‌اند. این نسبت ما و آن‌ها و اکنون و تاریخ هم در راستای رویکرد اجرا، با روند متعارف اجرای مستند تمایزهایی دارد. برخلاف اجراهای پیشین گروه دشنه که برای روبرو شدن مخاطب با تاریخ و یادآوری مسولیتش در قبال آن، گاه تا آستانه‌ی بازخواست او پیش می‌رفت، این بار چندان به تحرک حافظه‌ی او نمی‌پردازد. اجرا برای فراخوان تاریخ و مبارزه برای به یاد سپردن آن، بر روی بازنمود تاریخ حساب باز می‌کند. جزئیاتی از عواطف، روابط و تردیدها به نمایش درمی‌آیند که احتمالاً پشتوانه‌ی مستندشان، گفته‌ها و خاطرات و دغدغه‌های یکی از شخصیت‌ها است. امری که وجه مستند اجرا را با اما و اگر همراه می‌کند اما شخصیت‌های نمایش را نزدیک‌تر و آستانه‌ای‌تر می‌سازد.

پرسش از نسبت هنرمند و قدرت، اجراگر و سیاست، و تماشاگر و تاریخ در این رفت‌وآمد بین تئاتر و سیاست، بین تئاتر اکنون و تئاتر دیروز، بین سیاست امروز و دیروز برانگیزاننده‌ی پرسش‌ها و جستجوی شباهت‌های کمی نیست. این‌که چگونه باز بازخوانی و تغییر این گذشته می‌توان امکان‌های نو برای وضعیت امروز یافت. این جستجو غایت نمایش «رادیوسیتی» است.

ولی یک پرسش، مسئله و ساخت متفاوت در پس ظاهر مشترک است که اجرا هیچ شک و تردیدی در قبال آن مطرح نمی‌کند. وقتی تئاتر در لایه‌های متعدد هم موضوع و هم ابزار اجرا است، می‌توان خود آن را نیز بدل به موضوعی مشکوک کرد. بله، سانسور شدن اجراها خود گواهی است بر استعداد سیاسی و برانگیزاننده‌ تئاتر؛ چه دیروز و چه اکنون. اما گاه [اکنون] سیاسی‌ترین وجه یک [اجرای ]تئاتر، شک به این استعداد آن است.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها