مرور نمایش «روایت فرزانه از جمعه ۱۴ آبان»؛ کارگردان: محمدحسین زیکساری

روایت فرزانه از مده‌آ نویسنده: طهماسب مهدوی

photo 2019 10 15 09 24 56
رای منتقد: 2

نمایش، زندگی زناشویی دو زوج را روایت می‌کند که سیر رابطه یکی از آن‌ها با اقتباسی وفادار از نمایشنامه مده‌آ؛ وجوه اشتراک فراوانی در سرگذشت و سرنوشتش با آن دارد.

از لحظه ورود تماشاگران، بازیگران روی صحنه با چیدن اکسسوار و تعامل با اتاق فرمان مشغول آماده شدن برای اجرا می‌باشند. صحنه یک میز در مرکز قرارداد می‌کند، یک تخت در گوشه راست و دیوار کوتاهی در انتها. سر تا سر این دکور که شمایی از یک خانه می‌سازد را پارچه سبزی شبیه به پرده کروماکی پوشانده است. با مستقر شدن تماشاگران، بازیگران دور میز قرار می‌گیرند. صحنه شروع، دورهمی چهار نفره آن‌هاست که رفته رفته با یادآوری اختلافات زناشویی‌شان، متشنج می‌شود.

«روایت فرزانه...» در سه سطح روایت خود را پیش می‌برد. در نخستین سطح، با نسخه به‌روزرسانی شده از مده‌آ مواجهیم که توانسته در بازخوانی آن تراژدی، موقعیت‌ها و اشخاص و کنش‌هایشان را متناسب با بستر زمانی و فرهنگی معاصر اجرا تطابق دهد. در این سطح دیالوگ‌ها و کنش‌های افراد، همچون صحنه شروع دور میز شام، اطلاعاتی کلیدی از پیش داستان را به متن فرا می‌خواند و شخصیت‌پردازی باظرافتی انجام می‌دهد که فضای نمایش را در جامعه امروز ما کاملا ملموس می‌سازد. همچنین کاشت‌هایی نظیر صحنه بازی یک موقعیت خیانت فرضی توسط فرزانه و همسرش در هم‌نشینی با صحنه‌ای در پایان نمایش که در موقعیت مشابه و معکوس و این بار واقعی قرار می‌گیرند؛ به دیالکتیکی در راستای سنتز مضمون اثر منجر می‌شود. این‌ها باعث شده در این سطح با قصه‌ای پرکشش مواجه باشیم که یادآور معدود درام‌های موفق رئالیستی خانوادگی سینمای ایران است. با صحنه‌ای که به تعمیم‌پذیرترین شکل ممکن، با حذف جزئیاتِ تشخص‌بخش، صرفا یک خانه است و استعاره پرده کروماکی(هر خانه‌ای هم می‌توان آن را در نظر گرفت) و تعریف دقیق انگیزه‌های اشخاص که باعث شده کنش‌هایشان برای مخاطب کاملا قابل درک باشد؛ مده‌آ را در مقام یک کهن‌الگوی همواره در حال تجلی در رفتار افراد، به منصه ظهور رسانده است. مهمترین نکته این اقتباس همین کنکاش در خاستگاه و انگیزه کنش‌های افراد است و مهمترین عامل در به‌روزرسانی اثر، تغییر در رویکرد مولف نسبت به عملکرد اشخاص نمایش است. نویسنده با رویکردی امروزی، به جای پذیرش اعمال شخصیت‌ها به عنوان تقدیر آن‌ها یا نتیجه سرشتشان، سعی در واکاوی عوامل بروز این اعمال در آن‌ها دارد و با ارائه پیشنهاداتی ملموس، کنش افراد را قابل درک کرده است.

در سطوح بعدی اما شرایط به کلی دگرگون می‌شود. سطح دوم که مونولوگ‌های فرزانه در حال تمرین نقش مده‌آست، با ایده‌ای خام‌دستانه و تکراری دو نمایشنامه را به هم الصاق کرده و تنها باعث شده که ریتم را دچار سکته کند. این امر در سطح سوم به اوج خود می‌رسد: مشابه تلاش برای فاصله‌گذاری حین ورود تماشاگران به سالن، در طول اثر هم، دخالت‌هایی از سوی کارگردان، وقفه‌هایی در اجرا ایجاد می‌کند که بدون هیچ پرداخت بیشتری در همین مرحله رها می‌شوند. این تمهید به ناشیانه‌ترین شکل ممکن، به واسطه در نظر نگرفتن فرم روایی نمایشنامه که پایبند مبانی دراماتیک تئاتر قصه‌گو است و کاملا در نقطه مقابل تئاتر اپیک قرار دارد؛ نه تنها به فاصله‌گذاری منجر نمی‌شود که بیشتر به نوعی ناهماهنگی در تیم اجرایی می‌ماند که نتیجه‌اش تنها سردرگمی مخاطب است.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها