مرور اجرای «صحنه یک رختشور‌خانه است»؛ کارگردانان: هدا زاهدی و زهرا محسنی

یکسان‌سازی رسانه‌ای نویسنده: حسین نیرومند

photo 2019 06 18 12 43 25
رای منتقد: 2.5

چند سطل آب، کپه‌ای از لباس‌های کثیف، تعدادی ماده‌ی لباس‌شویی، پسری که مشغول شستن لباس‌ها است و رادیویی که هرچه از آن به گوش می‌رسد در نهایت به لباس شستن و تمیز بودن مرتبط می‌شود.

یکی از سه‌ اجرای روز دوّم کارناوال خشونت، «صحنه یک رختشورخانه است» بود. شبیه به دیگر اجراها، مونولوگ است و اجراگر فقط لباس می‌شوید و صداهای درون رادیو او و مخاطبانش را خطاب قرار می‌دهند. صدای مادرش حتا نه از همان اتاق یا خانه که از رادیو شنیده می‌شود. به او یادآوری می‌کند چطور لباس‌ها را بشوید و برای پاک کردن هر لکه‌ از چه موادی استفاده کند. اجراگر که پسری حدودا بیست و چهار پنج ساله‌ است، بدون خشم به دستورات مادرش عمل می‌کند. رادیو به عنوان رسانه، شیوه‌ی زندگی مورد نظر خود را تبلیغ می‌کند و می‌بینیم که جواب هم داده است. پسر مدام می‌شوید و می‌شوید و... .

رسانه به عنوان یکی از پایگاه‌های قدرت برای سر و شکل دادن به زیستی مشابه سعی دارد با ورود به ریزترین و روزمره‌ترین فعالیت‌ها، ایدئولوژی را زیر پوست جامعه تزریق کند. خانواده در رأس چنین ساختاری، بهترین انتخاب برای ورود است؛ به‌کارگیری والدین در تربیت فرزندان‌شان، آنطور که رسانه تبلیغ می‌کند. مهم نیست، ادعای اجرا در رخشتورخانه خواندن صحنه درست باشد یا نه. چون به‌نظر مسأله‌ی مورد مناقشه جای دیگری در جریان است.

همان‌طور که از نام کارناوال برمی‌آید، خشونت در مرکز ثقل تمام اجراها قرار دارد. خشونت موجود در این اجرا، پیکان نقدش را سمت رسانه گرفته است. رسانه‌ای که در عین سرگرم‌سازی، روی بی‌رحمی دارد و در حال قلقلک دادن‌، انگشت در پهلوی مخاطبش فرو می‌کند. مادر، دست در دست رسانه ، پسر را مجبور می‌کند تمام لباس‌هایی را که شسته بپوشد. حتا آن‌هایی که مناسب جنسیت و سایز او نیستند و در پایان اجراگر با همین لباس‌ها صحنه را ترک می‌کند.

با ارجاعی به شرتولوژی۱ هرچند به شکلی وارونه، اجرا به ما توضیح می‌دهد حتا اگر متوجه نباشیم، مشغول نوعی از زیست هستیم که خودمان نقشی در انتخاب آن نداریم. مخاطبِ احاطه شده در تبلیغات روزانه، برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، اخبار و هر آن‌چیزی که از سوی رسانه به او هدیه می‌شود، به‌نظر برای نجات هیچ راهی ندارد. دست‌کم اجرا این را به ما می‌گوید: وقتی اجراگر رادیو را در سطل آب می‌اندازد تا از دستش خلاص شود، بعد از چند ثانیه سکوت، رادیو دوباره به کار می‌افتد و برنامه‌ی روزانه‌اش را از سر می‌گیرد.

«صحنه یک رختشورخانه است» بیشتر ادای دینی به ژروم بل و شرتولوژی است. هم در کلیت مفهومی که می‌خواهد انتقال دهد، هم در بخشی از اجرا که عملی مشابه امّا وارونه را انجام می‌دهد. لحظه‌ی اکنون و افق اجرا با استفاده از رادیو در حکم رسانه تا حدود زیادی از دست می‌رود. دلیل واضح است؛ امروزه چند درصد از مردم با رادیو سروکار دارند؟ و در نهایت با موضع خنثی و منفعلی که در قبال خشونت رسانه‌ای اتخاذ می‌کند نه تنها دست به نقد آن نمی‌زند بلکه به‌نظر می‌رسد بی سروصدا آن را می‌پذیرد.

 


۱- اجرایی از ژروم بل. Shirtology

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها