مرور اجرا-چیدمان SELF-PRESENTATION، کارگردان: شروین زرکلام

من را مُرور کنید، تا خودتان را به یاد آورید نویسنده: مهسا شیدانی

Self Presentation Post
رای منتقد: 1.5

اجرای Self-Presentation در قالب یک چیدمان ارائه می‌شود و در تلاش برای خلق فضای ذهنی و شخصی طراح این اجرا برای مخاطبان است. مخاطب وارد فضای کاملا تاریکی می‌شود که برای حرکت در آن باید چراغ‌قوه‌ی گوشی خود را روشن کند. او اشیایی را می‌بیند که از سقف آویزان شده‌اند. این اثر که فاقد حضور بدنی اجراگر است، از طریق اشیاء، بدنِ متعلق به اشیاء را– که همان اجراگر غایب باشد -  برای مخاطبان احضار می‌کند. ما با نامه‌های دوستان طراحِ Self-Presentation  به او، فیش بانکی آخرین قرار او و یکی از دوست‌دخترهایش در کافه، پیکسل دانشگاه تهران یا اسباب‌بازی‌های بچگی او و چیزهایی از این دست روبرو می‌شویم و از کاغذهای کوچکی که در کنار هرکدام از اشیا وجود دارد، داستانِ اهمیتِ هرشیء برای طراح این اجرا را می‌خوانیم.

در استیتمنت اجرا آمده است: «در این ارائه هنرمند خود را جدا از قالب‌های معرفی و ارائه و جدا از فکت‌های تاریخی معرفی می‌کند. چرا که چیزی در ارائه کردن خود وجود دارد که قابل نوشتن یا گفتن نیست.» مساله این است که فکت‌های تاریخی را نمی‌توان از انسان‌ها به مثابه بدن‌ها جدا کرد، چراکه حتی شخصی‌ترین شیء برای هرکس، تاریخی دارد. تنها می‌توان در این نگاه شکل باور به تاریخ را تغییر داد و با اعتقاد تبدیل تاریخ به خرده‌روایات، به این «ارائه» نگاهی انداخت. پس، نگاه تاریخی در نهایت ناگزیر است.

فضاسازی، مهمترین تلاش Self-Presentation است. میتوانیم در میانه‌ی فضا بایستیم، به آدم‌هایی که با نور موبایل خود بر اشیاء و اسناد نور می‌اندازند نگاهی بیاندازیم و از خود بپرسیم چه چیزی در این مکان هست که مخاطب را به راه رفتن، خواندن و نگاه کردن به اشیایی که متعلق به او نیست متمایل می‌کند؟ تاریکی، پیش از هر عنصر دیگری کنجکاوی برمی‌انگیزد. منتها این کنجکاوی بیشتر برای «دیدن» برانگیخته می‌شود. در این اجرا دیدن مهم نیست، «چه چیز را دیدن» مهم است چراکه اشیای انتخابی برای این اجرا هیچکدام به صورت تصادفی انتخاب نشده‌اند. هر کدام داستان و حس مهمی را در پس پشت خود دارند. درنتیجه، اتفاقی که می‌افتد این است که مخاطب و اجرا هردو در ایده توافق دارند، اما جزییات است که میان مخاطب و اجرا فاصله می‌اندازد. ما در طی این کشف با تمام اشیایی روبرو می‌شویم که در زندگی فردی به نام شروین زرکلام اهمیت دارند و این اهمیتی احساسی است. اما این حس، چون حس ما نیست، ممکن است در ذهن مخاطب سوال دیگری بسازد: «من چرا باید این اشیاء را ببینم و داستانشان را بخوانم؟ چه چیز می‌تواند در این دیدن برای من اهمیت داشته باشد؟» خاطره، مهم‌ترین قلاب این اجرا است. اگر مخاطب بر آن گیر کند اجرا برای او کار می‌کند. مخاطب از طریق فرایند تداعی حسی در میان اشیاء به دنبال موضوعات مشترک می‌گردد (برای مثال اشیایی پیرامون دانشگاه تهران و دانشگاه تهرانی بودن). اگر حس و خاطره‌ی مشترکی برای او یافت شود Self-Presentation را درک می‌کند و به‌تبع آن، در ذهن خود به Self-Presentation برای خودش، از خودش می‌رسد. در غیر اینصورت، تمامی فضای ساخته شده به راحتی برای مخاطب فرو می‌ریزد. در حالت دوم، اجرا، تبدیل به هیچ می‌شود. مخاطب در این حالت، بدون توجه به تلاش‌های طراح و پس از مدت کمی بودن در این فضا، کارگاه یک را ترک می‌کند.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها