مرور اجرای «شنوندگان عزیز توجه فرمایید»؛ از سحر صبا و سهراب کریمی در نخستین فستیوال تئاتر صداهای نو

اعلام وضعیت قرمز؟ نویسنده: حسین نیرومند

رای منتقد: 1.5

زنی خطابه/اجرای نیم‌ساعته‌ای را در مورد حمله به خرمشهر، عملیات آزادسازی آن، «محمد جهان‌آرا»* و برادرش حسن برای تماشاگران ایراد می‌کند.

«شنوندگان عزیز توجه فرمایید» اجرای مهمان و حُسنِ ختام فستیوال «صداهای نو» بود. سه سکّو در اطراف سالن قرار دارند و زن به نوبت روی آن‌ها می‌ایستد و خطابه‌اش را ایراد می‌کند. تماشاگران در حرکتْ آزاد هستند. گاهی صدایی از محمد جهان‌آرا می‌شنویم که حول عملیات چیزهایی می‌گوید یا صدای زنی را که در مورد خانواده‌ی جهان‌آرا اطلاعاتی در اختیارمان قرار می‌دهد. خطابه‌ قصد دارد آزادسازی خرمشهر و داستان خانواده‌ی جهان‌آرا را با تمرکز بر محمد و حسن به شکلی موازی پیش ببرد. بمباران مخاطب با آمار و ارقامی در مورد تعداد کشته‌ها، شیوه‌ی محاصره و استراتژی فرماندهان برای برون‌رفت از بحران و تأکید روی این جمله که «قرار بود یه روزه خرمشهر رو بگیرن. سه روزه خوزستان رو. دو هفته‌ای ایران» با بغض اجراگر هنگام ادای آن‌ها، جنبه‌ی احساسی و حماسیِ جنگ مدام برجسته می‌شود. بمباران اطلاعات تمرکز مخاطب روی نکات نقادانه در مورد شیوه‌ی مقابله با حمله‌ی خرمشهر را می‌گیرد. اجرا اجازه‌ی درک فاجعه‌ی کشته شدن هفت‌هزار نفر در «نبرد خرمشهر» و سی‌هزار نفر در «جریان آزادسازی خرمشهر» را نمی‌دهد. خطابه‌گر با سرعت از روی تمام اتفاقات عبور می‌کند تا به ما بگوید خانواده‌ی جهان‌آرا خون داده‌اند و حق دارند بدانند چه بر سر حسن‌شان آمده است؟

حسن جهان‌آرا به جرم مشارکت با مجاهدین دستگیر می‌شود. زندان می‌افتد و در نهایت حکم هشت‌ساله می‌گیرد. امّا بعد از آن به خانه برنمی‌گردد و سهم او شبیه به تمام زندانیان سال‌های ابتدایی انقلاب اعدام بوده است. انقلاب حسن را حذف می‌کند؛ خانواده‌ی جهان‌آرا را با سه فرزند شهید معرفی می‌کند و چهارمی که حسن باشد جایی در این میان ندارد. به بیان دیگر، فرآیند ایدئولوژیک در صورت‌بندی خود از نام‌ها، تنها آن‌ها را که به فزایندگی اهدافش منجر شده‌اند، مطرح کرده و دیگری را نشاندار می‌کند؛ نشانی به نام حذف. آن‌چه که به‌نظر می‌رسد اجرا  قصد اشاره و نقد آن را داشته باشد، اما در نهایت خودش هم از همین فرمول استفاده می‌کند.

خطابه‌گر جز در انتهای اجرا نامی از حسن نمی‌برد. اطلاعاتی درباره‌ی او به ما نمی‌دهد و اجرا را با سؤال در مورد سرنوشت حسن به پایان می‌رساند. خطابه‌گر با تکرار جملاتی از مادر جهان‌آراها نگاه متناقضی را عرضه می‌کند: «سه پسرم در راه انقلاب شهید شدن، شما این یکی را به ما ببخشید. امّا هیچ‌کس قبول نکرد». به زبان آوردن این درخواست از زبان خطابه‌گر که جای مادر صحبت می‌کند به جهان‌آرا، جنگ و انقلاب تقدس می‌بخشد.

در نتیجه آن‌جا که نمایش قصد دارد ساختارهای پنهان ایدئولوژیک را مورد پرسش قرار دهد، بیشتر مشغول اشاره به بدن اجرای خودش است، و نه بدنه‌ی استراتژی‌های ایدئولوژیک سیستم. صرفاً اشاره می‌کند که نام نشان‌دارشده‌ی محذوف را می‌داند و مازاد این اشاره لااقل آگاهی/ شک مخاطب به سیستم نیست؛ آن‌چه درواقع اجرا داعیه‌ی طرح آن را دارد. اینجاست که باید از نمایش پرسید که آیا به زعم او، صرف جنگیدن و انقلاب کردن عبور از خط قرمز‌های سیستم را بلامانع می‌کند؟

«شنوندگان عزیز توجه فرمایید» با توجه به عنوانش انگار قصد نشانه گرفتن تفکر جای احساس را دارد تا از طریق آن حفره‌ای در جنگ ایجاد و گفتمان غالب آن را نقد کند. نتیجه امّا نه تنها نقد بلکه همان عمل سرکوب و حذفی است که اجرا قصد واکاوی‌اش را دارد.

 


*‌ فرمانده سپاه پاسداران در خرمشهر در سالهای آغازین جنگ ایران و عراق

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها