مرور نمایش «سکوت سفید»؛ کارگردان: کورش سلیمانی

در ستایش آرامش، خلوت و رهایی... نویسنده: طهماسب مهدوی

photo 2020 01 01 10 07 47
رای منتقد: 4

سکوت سفید نمایشنامه «آرامش از نوعی دیگر» تام استوپارد را به اجرا درمی‌آورد. قصه مردی به نام جان براون که تصمیم می‌گیرد، در یک بیمارستان سکونت کند و در آرامش، به «هیچ کاری نکردن» بپردازد. عوامل بیمارستان با توجه به سالم بودن جان به این تصمیمش شک می‌کنند و...

صحنه شامل دکور سراسری‌ست که پذیرش بیمارستان را در یک سمت و اتاق جان را در سوی دیگر می‌سازد. گستره رنگ سفید در طراحی صحنه و لباس و نیز نورپردازی با سایه روشن‌های ملایم و استفاده از طیف نورهای آبی و سفید، قاب‌هایی چشم‌نواز خلق کرده‌اند که فضای بصری آرامش‌بخشی را ارائه می‌دهد. این فضاسازی بصری با حفظ ریتم بدن بازیگران در میزانسن‌هایشان تکمیل می‌شود. طراحی فضای صوتی نیز با بهره از قطعات آرامش‌بخش موسیقی جز، طراحی لحن و کنترل تون صدا و نیز تسلط بازیگران بر تمپوی درونی در بیانشان، به خدمت این محیط آرامش‌بخش گرفته می‌شود. این چنین در تمام طول اجرا، مخاطب از آمدن به سالن همان آرامشی را تجربه می‌کند که جان برایش به بیمارستان آمده است.

پیشرفت موازی پیرنگ در دو طرف صحنه –اوقاتی که جان در اتاقش سپری می‌کند / تکاپوی عوامل بیمارستان برای شناسایی او و هدفش از این سکونت- در یک سو مخاطب را در این تجربه با جان همراه می‌کند و در سوی دیگر عنصر تعلیق را به روایت می‌افزاید که جذابیت دنبال کردن قصه را حفظ می‌کند. تسلط اجرای سامان دارابی در نقش جان و معصومیتی که در پرداخت شخصیت استفاده شده نیز مخاطب را در این تجربه کاملا با خود همراه می‌سازد.

این تجربه یک ساعت نشستن در حاشیه امن سالن نمایش و لذت تماشای اثری واجد استانداردهای یک تئاتر قصه‌گو در آرامش، عنوانِ «در ستایش آرامش، خلوت و رهایی...» که در معرفی اثر به کار رفته را به کمال ارائه می‌دهد و از دل این تجربه است که مضمون اثر در بخش پایانی نمایش قابل لمس می‌شود. جایی که بالاخره تحقیقات عوامل بیمارستان نتیجه می‌دهد و ساز و کار اجتماعی، حق این خلوت را از جان سلب می‌کند. او حق ندارد مشغول «کاری نکردن» باشد و باید این حاشیه امن را ترک کند همان طور که این اجرا هم تمام می‌شود و مخاطبین نیز محکوم به بازگشت به زندگی اجتماعی پرتنشِ بیرون از سالن هستند. یاد عجز و لابه‌های جان در بخش پایانی از این که چرا او را به حال خود نمی‌گذارند اما چیزی‌ست که با مخاطب از سالن بیرون می‌آید تا او را به فکر وادارد درباره ماشین بزرگی که همچون چرخ‌دنده‌ای بی‌اختیار او را در خود هضم کرده است.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها