تگ: شهرزاد نظرپور



مرززدگی اجرایی بین‌المللی بود با همکاری چهار کشور ایران، لهستان، اتریش و کره‌ی جنوبی. ورود به سالن مساوی بود با مواجه با صحنه‌ای عریان و پرده‌ی پروژکشنی که تصویر چهار زن روی به‌صورت آنلاین روی آن درحال پخش بود. به‌نظر می‌رسید زن‌ها در فضایی سرپوشیده، جایی شبیه اتاق شخصی خودشان هستند. صدایی از آن‌ها به گوش نمی‌رسید علیرغم این‌که در حال گفتگو بودند. در زمان معینی همگی آماده خروج از فضای اولیه شدند به مقصد سالن اجراهایشان. دو کشور روز بود و دو کشور شب.

مخاطب قادر بود تمامی مسیری که توسط اجراگران تا سالن اجرا طی می‌شد را به‌صورت آنلاین مشاهده کند. این‌طور به‌نظر می‌رسید که این رویه‌ی دنبال کردن اجراگران از جایی شبیه خانه تا سالن تاکیدی بر اجراگری صرف آن‌ها بود و سعی برآن بود تا بیشتر، آن‌چه واقعی است به معرض نمایش بگذارند. هر چهار اجراگر روزنامه محلی کشور خود را در میانه‌ی صحنه باز و تیتری را خواند. انتخاب اجراگر ایرانی، روزنامه‌ی کیهان و تیتری در رابطه با مهاجرت ایرانیان بود. از این‌جا به بعد اجرا اتفاقات کاملاً عیان خودنمایی می‌کردند. همان‌قدر عیان که مدخلی برای ورود تفسیرگرایانه‌ی تماشاگر باقی نمی‌گذاشت. این موضوع به‌ خودیِ‌خود ایراد نیست، تنها ممکن است اجرا را در سطحی از کنش اعتراضی نگه دارد. ترجیح استفاده از رقص به‌جای کلام درصدد بود تا زبانی مشترک را بین چهار ملیت به وجود بیاورد. زبانی که با ریتم وتمپویی بالا اتفاق می‌افتاد. سیر تغییروتحول حرکات گسترده بود اما کیفیت آن از تشنجی که از ابتدا حفظ کرده بود فراتر نمی‌رفت. شروع حرکات با ضربات بدون برخورد کف دست به اطراف سروصورت بود و در ادامه بار بیشتر حرکات بر عهده‌ی ستون فقرات در انجام حرکات موجی و پاها در جهیدن وجابجایی قرار می‌گرفت.

گاهاً حرکاتی که روی صحنه انجام می‌شد دربین چهار اجراگر-رقصنده مشترک بود و گاهی هم هرکدام در جریان کرئوگرافی خود حرکت می‌کرد. این  زبان انتخاب شده(رقص) به اندازه‌ی کافی ووافی مخاطب خود را از نظر عاطفی تحت تأثیر قرار می‌داد به‌خصوص که در همراهی با موزیکی ریتمیک قرار گرفته بود. اما نشانه‌ی واضحی برای درک آن‌چه مدنظر رقصندگان بود وجود نداشت چراکه پیش از این، صحنه ی خالی، بدن‌های عادی، زبان کلامی بیگانه و تیتری از روزنامه، سپهر نشانگانی مشخصی را برای تماشاگر تعریف نمی‌کردند. نکته‌ی حائز اهمیت دیگری که از بدو حرکت رقصندگان به چشم می‌آمد تفاوت تن‌هایی بود که در فواصل جغرافیایی دور از هم زندگی می‌کردند. به وضوح تنش و خامی بدن اجراگر ایرانی مشهود بود و این امر در قیاس بدن‌های خارجی بیشتر به چشم می‌آمد. قریب به یک‌سوم انتهایی اجرا هر چهار اجراگر که تا پیش از آن با البسه‌ی رایج کشور خود در حال اجرا بودند شروع به درآوردن آن کردند و در نهایت همگی با بلوز وشلوار سفید اجرا را به آخر رساندند. لباس درآوردن اجراگر ایران با اغراق به پروسه‌ای اروتیک بدل شد. و این از جمله مواردی بود که از اجرا سواستفاده می‌شد.

پخش صوت سخنرانی‌های رئیس‌جمهور وقت ایران در میکس با موزیک اجرا بدون هیچ نسبتی با موضوع اجرا، پاره کردن روزنامه‌ای که صحبت آن رفت، تمرکز بر سوژه‌های اجتماعی در مسیر رسیدن به سالن، از دیگر موضع‌گیری‌های سیاسی‌ای بودند که سنخیتی با موقعیت اجرا نداشتند. در هرصورت آن‌چه این اجرا را متمایز می‌کرد، نوع برخوردش با مسئله‌ی مرززدگی و رسیدن به آن از طریق تن‌زدگی و استفاده از زبانی جهان‌شمول(زبان بدن) بود.

رای منتقد: 2