مرور نمایش «تحرک محسوس»، تجربه‌ای از گلاره ریحانی، بیتا خارستانی

من، اون، دیگری، ما؛ ضمیرِ «ما» نویسنده: مهسا شیدانی

photo 2019 03 13 17 58 25
رای منتقد: 2.5

«ما همه آدم‌­هایی یکسانیم که تجربه‌­هایی یکسان داریم. ما در تنهایی‌­هامان با یکدیگر متفاوتیم.» این جمله را جایی در اواخر نمایش از زبان یکی از دو اجراگرِ نمایش می‌شنویم. ما در طول نمایش در حال دیدن یک مونولوگ برای دو اجراگر بودیم. عموما اجراگر اول می­‌گفت و اجراگر دوم تکرار می­‌کرد. تکرار، مهم­ترین عامل نمایش است؛ تکرارِ جملاتی در روایت، تکرار جملات یک نفر توسط نفر دیگر. ولی جزییاتی در نمایش وجود دارند که هیچ­‌وقت تکرار نمی‌­شوند، مثل اشاره به سمعک، مثل مورد تجاوز قرار گرفتن. این جزییات رازهایی از زندگی اجراگران این نمایش‌اند. در نتیجه، تکرار، واحدی را برای مخاطب می‌سازد تا در آن بهتر بتواند به رازها، و به جزییاتی که در زندگی روزمره گم می‌­شوند، توجه کند.

نمایش به شدت بر حضور مخاطب تکیه می‌­کند. توضیحِ مفهوم دیگری، که برای اجراگر به معنای افرادی است که او نمی­‌شناسد و آن افراد هم اجراگر را نمی­‌شناسند، اما انتخاب می‌­کنند که شنبه هجدهم اسفند، ساعت هشت و نیم شب به عمارت روبرو بیایند و تماشاگر تحرک محسوس باشند، یکی از مهم­‌ترین موضوعات این نمایش است. دیگری در این مفهوم، به من، او، و ما نزدیک می­‌شود. دیگری در این مفهوم می­‌تواند در تجربیات اجراگران سهیم شود و «ضمیر ما»یی را بسازد که بسیار در نمایش از آن صحبت می‌­شود.

مشکلی که وجود دارد اما، تمایل برای تاکید بیش از حدِ این حضور بر مخاطب است. جملاتی از قبیل «ما الان داریم جلوی دیگران حرف می­‌زنیم»، «همه چیز از قبل تمرین شده»، «ما الان توی پلتفرم عمارت روبروییم.» و جملاتی از این دست که مشخصا در حضور مخاطب در فضا و همراهی با اجراگران موثر هستند، ممکن است در لحظاتی به عامل جدا شدن مخاطب از فضا نیز تبدیل شوند. درواقع این تکرارها، ماهیت خطرناکی دارند؛ همانطور که در فضاسازی موثرند، می‌­توانند به ضد خود بدل شوند و مخاطب را از فضای ساخته شده توسط اجرا جدا کنند.

تکۀ پایانی نمایش، تاثیرگذارترین و در عین حال جداافتاده­ترین بخش نمایش است. عریان شدن، همان چیزی است که اجراگران در طول نمایش با کلمات خود می­کنند. آن‌ها با بیانِ مَگوهای زندگی خود، تماما در پیش چشم «دیگری» عریان می‌­شوند. درنتیجه، وقتی با تصویر پایانی روبرو می­‌شویم، حس می­‌کنیم که اجراگر تلاش می­‌کند تا این موضوع را به مخاطب تفهیم کند. مخاطب البته با این تصویر به شدت تحت­‌تاثیر قرار می­‌گیرد اما شدت این تاثیر، متفاوت با شیوه‌ی اتخاذ شده برای تاثیرگذاری در طول نمایش است. درواقع، شدت تاثیر این بخش آن­چنان زیاد است که کلیت اجرا را تحت­‌الشعاع قرار می­‌دهد و مخاطب ممکن است فکر کند که وقتی چند دقیقه‌ی پایانی می­‌تواند تاثیر و فهم تمام نمایش را با شدت بیشتری درخود داشته باشد، اصلا چرا لازم است که او تمام حرف­های اجراگران پیش از آن را گوش کند و حضور آن­ها را ببیند.

«ما همه آدم­‌هایی یکسانیم که تجربه‌­هایی یکسان داریم. ما در تنهایی‌­هامان با یکدیگر متفاوتیم». «تحرک محسوس» دیگران/مخاطب را در «ضمیر ما» سهیم می­‌کند و فارغ از مشکلاتی که دارد، اجرایی دیدنی است. ما همه آدم­‌هایی یکسانیم. ما همه تجربیاتی یکسان داریم. ما در تنهایی­‌هامان با یکدیگر متفاوتیم. تنهایی ما، حامل رازهای ماست، رازهای ما، ما را خواهد ساخت.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها