مرور اجرای «تحت تأثیر» کارگردان: رسول کاهانی

میراث پدر: پرتوهای تاریکی نویسنده: میثاق نعمت گرگانی

story.2d42c6
رای منتقد: 0

کوچک‌ترین دختر خانواده در آستانه‌ی طلاق و اسباب‌کشی برای بازگشت از تهران به خانه‌ی پدری (سبزوار)، بنا به دلیلی نامعلوم که تنها دو خواهر دیگر از آن مطلع‌اند، خود را در اتاق حبس کرده است. برادر بزرگ به نیابت از پدر برای جمع کردن ماجرا به تهران آمده ولی شخصیت سنتی و غیرتی‌اش بر پیچیدگی اوضاع می‌افزاید.

ایده‌ی اصلی اجرا مبتنی بر بنا نهادن مجموعه‌ا‌ی از دوقطبی‌هاست: زن/مرد، تهرانی/ شهرستانی، فضای داخلی/ فضای خارجی، پدر/ مادر، فارس/ ترک و کوچک‌تر/ بزرگ‌تر. این دوگانه‌های تماتیک در شیوه‌ی اجرا نیز با مابه‌ازاهایی پیگیری می‌شوند: تاریکی/روشنایی، بازیگر/شخصیت، سمت چپ/ راست صحنه.

سیاست اجرایی مد نظر کارگردان احضار پیش‌انگاره‌های ذهنی مخاطب در قبال تک تک این دوگانه‌ها، نابرابری‌ها و سلطه‌ای است که مابین دو قطب هر یک حاکم است: بین مرد و زن، بین تهرانی و شهرستانی و .... سپس در سطحی کلان‌تر لق کردن خود این نابرابری‌ها و فراتر رفتن از این دوگانه‌انگاری است. امری که با استفاده از شیوه‌ی اجرایی، از جمله تعویض نقش بین جنسیت‌های مختلف، بازی نور و تاریکی با چراغ‌قوه‌ها و تقسیم صحنه به دو قسمت انجام می‌گیرد. در این تغییر نقش‌های جنسیتی: برادر، خواهر و ... به مرور مخاطب به‌جستجوی عامل اصلی سلطه نه در خود این نقش‌ها و تقابل‌شان بلکه در جایی خارج از این دو نفش [دو قطب] هدایت می‌شود. سلطه نه در خود این نهاد-عنصرها بلکه از سوی "آن" ‌که کنترل نور (چراغ‌قوه‌ها) را به دست دارد اعمال می‌شود، یعنی از سوی کارگردان-پدر. او است که بنا بر منافع خود به زن، به فارس، به شهرستانی، به کوچک‌تر و بزرگ‌تر نور می‌تاباند و اجازه می‌دهد دیده شوند، داخل شوند و آن‌ها را مدیریت می‌کند. به‌نظر برای گریز و فراتر رفتن از این دوگانه‌های نابرابر باید از خود این تلقی‌های دوگانه فراتر رفت، مرزها را زدود -اجرا نیز با برچیدن دیوار انتزاعی بین دو سمت صحنه پایان می‌یابد- و خود آن حوزه‌ی قدرتی را که ضابطه‌ی اصلی سازنده‌ی این دوگانه‌هاست به چالش کشید. معضل را نه در طرفین نزاع و مبارزه، بل در کسی باید یافت که قانون این مبارزه را وضع کرده است. او که هر چند در صحنه حاضر نیست ولی نامش، اسم رمز اعمال قدرت از سوی بازیگرهاست، او که بی‌مدد نور همواره حاضر است چرا که سایه‌اش همواره مستولی است: پدر.

نمایش «تحت تأثیر» هر چه‌قدر با تیزهوشی به ستیز این دوگانه‌باوری‌ها می‌رود ولی در نهایت، خود با بنیان نهادن یک دوگانه کلیشه‌ای دیگر آن را پایان می‌دهد: کارگردان/ بازیگر – هر چند دیوار انتزاعی بین شخصیت‌ها را بر می‌چیند، ولی با بنا نهادن دیواری عینی بین اجراگران و تماشاگران پایان می‌یابد- این رویکردِ نقد سلطه به میانجی به رخ کشیدن حضور خدای‌گونه و پدروار کارگردان بر اجرا خود به کلیشه‌ای بدل شده که نیازمند تخیلی برای فراتر رفتن از آن است.

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها