مرور اجرای «Tiller»؛ کارگردان: محسن خدری

سکّان نویسنده: بهنام دارابی

photo 2020 02 03 11 10 14
رای منتقد: 1

بنا به ادعای پوستر با یک اجرای رقص مواجهیم و بنا بر آنچه می‌بینیم اجرای رقص پست‌مدرن است. طبق قوانینی که جودسونی‌ها۱ در دهه ۶۰ میلادی تبیین کردند رقص پست‌مدرن می‌تواند هر حرکتی در بدن باشد. کرئوگرافی این اجرا هم از این چهارچوب تخطی نمی‌کرد. بدن‌هایی خام نزدیک به بدن‌های روزمره، بدون پیچیدگی حرکت، تعداد حرکاتی مشخص با تمرکز بر دست‌ها، پوششی ساده و بی‌تکلف از جمله ویژگی‌هایی هستند که باعث پذیرش این اجرا به‌عنوان یک اتفاق پست‌مدرن می‌شوند.

اجرا در یک گالری اتفاق می‌افتد با دیوارهایی سفید و بدون تعبیه مکانی برای نشستن مخاطبان. اجراگران(رقصندگان) به‌صورت نیمرخ بر سطح یکی از دیوارها ایستاده‌اند. شروع اجرا با صرف حرکت دست راست هر اجراگر به شکل دورانی است. مرحله‌ی بعدیِ حرکات جدا شدن آن‌ها از دیوار و جابجا شدن‌شان در محیط گالری و بین مخاطبان است با کمک چرخش دستان‌شان حول محور شانه که به نوعی شبیه سکّان کشتی عمل می‌کند. در واقع با ثابت نگه داشتن تقریبی پایین تنه نقطه‌ی ثقل به سینه منتقل می‌شود و انتقال سنگینی سینه به دست‌ها موجب حرکت بدن و تغییر جهت آن به‌واسطه چرخش دست‌ها می‌شود. پس از مدتی جابجایی در فضا، هر اجراگر یکی از چهار ستون مکعبی گالری را در آغوش می‌گیرد و پس از رها کردن آن‌ها دوباره به فضا برمی‌گردند اما این‌بار در تعامل نزدیکتری با یکدیگر: به کمک تنه در ارتفاع‌های مختلف و اتصال دست‌هایشان به دیگری اشکالی نه چندان منظم در فضا می‌سازند. در آخر هم با اتصال به یک دیوار سفید دیگر و تکرار آنچه در ابتدای کار انجام دادند اجرا به اتمام می‌رسد.

هیچ روایتی را برای این اجرا نمی‌توان قائل شد. قابل درک است که اجرایی پست‌مدرن به عمد از روایت فرار می‌کند اما ندید گرفتن آن(روایت) بر هر عملی که انجام می‌دهیم محال ممکن است. لزوماً آنچه از یک اجرا انتظار می‌رود بیانگری صریح آن نیست بلکه قدرت گفت‌وگو با مخاطب است. ادعای مؤلف/مؤلفین اجرا این است که «بدن‌های ما در جامعه و تحت تأثیر اعمال روزمره...دچار دگرگونی می‌شود»۲ اما سوال این است که نمود آنچه به‌عنوان یک بیانیه در تبلیغات اجرا ابراز می‌شود در خودِ اجرا کجاست؟ بی‌شک با بدن‌هایی تحول یافته در سیری صعودی یا نزولی طرف نیستیم. بدن‌ها معمولی و خالی از دغدغه هستند شبیه به بدن هر شهروند معمول دیگری در اطراف آن‌ها. که این می‌توانست منجر به یک هم‌بدنی در مخاطبان شود ولی از همین پتانسیل هم استفاده نشد. حرکت اجراگران در بین مخاطبین می‌توانست آن‌ها را وادار به حرکت کند. در آن صورت بود که بیانیه و هر آن چیز دیگری که در اجرا وجود داشت قابل دفاع می‌بود اما چنین نشد و این مسئله‌ای است که نه تنها از زاویه دید کارگردانی و طراحی حرکت باید بررسی شود که نیاز به یک آسیب‌شناسی در بین مخاطبان هم دارد(که چرا مخاطب حرکت نمی‌کند و چطور می‌تواند حرکت کند).

ضربه‌ی نهایی تیشه‌ی اجرا به ریشه‌ی خودش وارفتن آن پس از رورانس بود که تمام سکوت و اتمسفری که طی چهل دقیقه ساخته شده بود به طرفه‌العینی درهم شکسته شد. آیا به مکان اجرا مرتبط است؟ یا کرئوگرافی باید تا پس از اجرا هم ادامه داشته باشد؟

 


۱- در دهه شصت میلادی تعدادی از رقصندگان از جمله هلپرین، هی، پکستون، براون و... قوانینی را طرح‌ریزی کردند تا رقص را از تولیدات کانینگهام هم جلوتر ببرند و رقص پست‌مدرن را پی‌ریزی کنند. آن‌ها اجرایی را در کلیسای جودسون آمریکا به نمایش گذاشتند.
۲- نقل به مضمون

ارسال دیدگاه


خوراک آر‌اس‌اس دیدگاه‌های این صفحه خوراک آر‌اس‌اس تمامی دیدگاه‌ها